کافه عصرانه
سیاسی-اجتماعی-ادبی... 
قالب وبلاگ
و باز رمضان از راه رسید. ماه مهمانی رفتن، ماه عاشقانه، خداوند را از اعماق وجود صدا زدن، ماه رحمت و مغفرت....خدایا در این روزها و شب های مبارک ، جرعه ای از معرفت خود را بر ما بچشان
[ پنجشنبه 20 تیر1392 ] [ 16:56 ] [ مهدیه سادات قرشی ]
وخداوند روزها را آفريد و در هر روز نعمتي از نعمتهايش را براي مردم زمين فروفرستاد، تا روزگار را سپري كنند و سرمست از خوان الهي به يكديگر عشق بورزند و به شكرانه اين موهبت خدارا بندگي كنند. و خدامد سال ها را از پي هم آورد تا به انسان بنماياند زنده شدن از مرده را، بهار از زمستان را...تا انسان در هر گردش سال به ياد آورد شكوه زيستن و كوچ ابدي را...

[ دوشنبه 28 اسفند1391 ] [ 12:19 ] [ مهدیه سادات قرشی ]
الهی اگرچه درویشم ولی داراتر از من کیست که تو دارایی منی

الهی از کودکان آموختم لاجرم کودکی پیش گرفتم

الهی شکرت که از تقلید رستم و به تحقیق پیوستم

الهی شکرت فهمیدم که نفهمیدم       

[ پنجشنبه 16 آذر1391 ] [ 14:29 ] [ مهدیه سادات قرشی ]
شاید گاهی دنیا کوچک باشد برای آنان که بیشتر از دیگران می فهمند اما نمی توانند لب به سخن بگشایند. روزگاری است براهل دل که می گذرد وچه می سوزاند ومی گذرد. روایتی است سوختن عشاق دور از منزل لیلی و چه تلخ است وعده ای که به وصال نینجامد. دیرگاهی است که خستگان راه طریقت در پی نشانه ای از لیلی ریگزارها و وادی ها پشت سر گذاشته اند و در زمان هجرت ،از خاک به افلاک تنها برقی از خانه وی رادیده اند که سالیان خرمن وجودشان را سوزانده و آنان را در عطش یافتن حقیقت به وادی طوی رسانده است و چه سعادتی بالاتر از شناخت خود و رب که من عرف نفسه ، عرف ربه. دقایق می گذرند برانسان غرق در مدرنیته و او غافل از اندیشیدن پای در رکاب اسب زمانه می تازد تا سرانجام به نقطه ابتدایی اش برسد. درست انجاکه سر می گرداند وردپای خود رامی بیند و دورباطل گشتن را. اگر چشمها رابشوییم و خوب بنگریم دست نامرئی  که از آستین منجی آخرالزمان بیرون آمده می بینی و صدای هل من ناصر ینصرنی، آخرین جلوه محمدی را برروی زمین می شنوی . گوش بده، بیندیش و  درست بنگر تااو را درمیان خیل عظیم بشری بیابی تا واصل شوی به ریشه، به اصل، به رب...

[ پنجشنبه 13 مهر1391 ] [ 22:12 ] [ مهدیه سادات قرشی ]

ناگفته های بازار لوازم التحریر در تحویل سال مدارس

یادش بخیر. چه دورانی داشتیم . نزدیک باز شدن مدرسه ها که می شد دست در دست پدر و مادر برای خرید لوازم التحریر به بازار می رفتیم . جنگ تمام شده بود و تازه داشتیم طعم شیرین صلح را می چشیدیم. بوی مداد و پاک کن سفید و دفترهای معمولی، کاغذ کادو و جلد نایلونی و هزار چیز دیگر روحمان را به پرواز در می آورد. یادم هست که مادر هر شب زمانی را برای جلد کردن دفتر و برچسب زدن به مدادرنگی ها و ...می گذراند و ما هم با دادن چسب و قیچی کمکش می کردیم. آخر سر هم دفترها را زیر متکای بابا می گذاشتیم تا صاف بشوند.از چند شب قبل از رفتن به مدرسه هم ، هر صبح که از خواب بیدار می شدیم ، تک تک وسایلی را که برایمان خریده بودند از توی کیف بیرون می آوردیم و حاضر غایب می کردیم. شب قبل از روز اول مدرسه هم که خواب به چشممان نمی آمد. دوستان جدید، معلم های مهربان و از همه مهمتر حس کنجکاوی کودکانه برای دانستن و یاد گرفتن همه و همه ما را به رویایی زیبا می برد. آن روزها همه چیز رنگ و بوی دیگری داشت. سر مدادی هایمان کپل و نارنجی مدرسه موش ها بودند و پشت جلد دفترهایمان نوشته بود "تعلیم و تعلم عبادت است".قصه شب های کودکی مان رزم رستم بود و دیو سپید. حالا سال هااز آن روزگار شیرین می گذرد و حالا بچه های ما با دفترهای مشقی که رویشان عکس جومونگ و سیندرلا و لاک پشت های نینجا هستند به مدرسه می روند تا درس بخوانند.انگار به همین سادگی همه چیز از همین جا شروع می شود. شکاف نسل ها چیز عجیبی است. شاید این مستمسکی باشد که خودمان برای توجیه کارهایمان درست کرده ایم.

اگر این روزها سری به بازار تهران و مغازه های نوشت افزار فروشی که در سطح شهر هستند بزنیم، جمعیت زیادی از والدین و بچه ها رامی بینیم که برای تهیه لوازم التحریر به این اماکن مراجعه کرده اند. دفترهای رنگارنگ با جلدهایی فانتزی و مداد و پاک کن های عجیب و غریب با تصاویری از دختران و پسران که دست در دست هم مشغول رقصیدن هستند. جامدادی و کیف مدرسه و هزار جور وسیله دیگر هم هست که در ویترین این مغازه ها میزبان خانواده هاست تا بالاخره توسط کسی خریداری شوند. در این میان با نگاهی اجمالی به وضعیت توزیع لوازم التحریر مورد نیاز دانش آموزان می توان به چند نکته اساسی پی برد.

فرهنگ اساسی ترین عامل پدید آورنده موجودیت هر ملتی است که به واسطه آن سرزمینی که مردمان در آن سکونت دارند هویت می یابند. مسلما مهمترین چالش پیش روی تمامی ابنای بشر در دوران کنونی، حفظ و پاسداشت نمادهای فرهنگی و ریشه و اصالت خود است. از این روی توجه به جنبه های مختلف این مورد از خطیرترین وظایفی است که دولت ها و همچنین ملت ها بر عهده دارند. بی شک کم کاری و اغماض در این عرصه ضربات جبران ناپذیری را بر پیکره کشورها وارد می کند. ایران اسلامی نیز از این امر مستثنی نبوده است .ایران که با داشتن فرهنگی چند هزار ساله و پیشیته فرهنگ اسلامی- علوی یکی از بزرگترین وامداران تمدن بشری محسوب می شود. اما در چند سال اخیر با رشد قارچ گونه ماهواره ها و وسایل ارتباط جمعی همچنین کوتاهی خانواده ها در امر تربیت و انتقال مفاهیم والای تمدن ایرانی اسلامی و نیز عدم همکاری در ارگان های دست اندرکار در عرصه فرهنگ و پرورش شاهد رخنه بی سابقه نمادهای فرهنگ غربی که شامل پوشش و حتی در گامی فراتر در نوع جهان بینی کودکانش است. این در حالی است که سالانه هزاران سمینار و همایش علمی، فرهنگی و تخصصی درباره چگونگی انتقال فرهنگ به نسل جدید و از بین بردن شکاف میان آن ها برگزار می گردد. اما آیا تاکنون به این مساله فکر کرده ایم که جدای از برنامه های صدا و سیما که اغلب اوقات بدون کمترین توجهی به مفاهیم فرهنگ اسلامی وایرانی ما به تولید برنامه می پردازد، در همین نزدیکی ها، کنار گوشمان ،در مغازه ها و فروشگاه های عرضه لوازم التحریر چه هجمه فرهنگی در حال شکل گرفتن است. هجمه بی امانی که کودکان و نسل نواندیش این مرز و بوم را هدف قرار داده و با تابلوی زیبایی قصد دارد از فرق سر تا نوک پا اهدافش را غربی کند. زیبا جلوه دادن زندگی و منش غربی که تمدنش را از آغازباکشتار بومیان و غارت سرزمین آنان بدست آورده و همینطور تبلیغ تفکر ماتریالیستی و اومانیسمی از جمله مواردی است که می توان از روی محصولات مدارس از کیف و جامدادی گرفته تا پاک کن و دفتر نقاشی استنباط کرد.

براساس آماری که معاونت برنامه ریزی آمار و منابع اطلاعات مرکز فناوری وزارت آموزش و پرورش در سال جاری و با اما و اگرهای بسیار رقم دانش آموزان را 12 میلیون 368 هزار و 793 نفر دانش آموز اعلام نموده است و این در حالی است که وزارت آموزش و پرورش عنوان عیالوارترین دستگاه اجرایی کشور را به جهت دارابودن بیشترین جمعیت دانش آموزی و نیروی انسانی در اختیار دارد. بنابراین با وجود چنین پتانسیلی از منابع انسانی آیا وقت آن نرسیده که نظارت دقیق و همه جانبه از طرف ارگان های ذیربط بر مسایل مربوط به دانش آموزان و خانواده هایشان صورت گیرد؟ اگرچه با دیدی منصفانه به عملکرد دولت و دستگاه زیر مجموعه آن شاهد تلاش و پیگیری مسوولان امر درباره ایجاد تسهیلات عمرانی و تامین نیروی انسانی تربیت شده برای تعلیم دانش آموزان و رفع موانع تحصیلی کودکانی که به دلیل محرومیت های جغرافیایی و اقتصادی از حضور یافتن در کلاس های درس محروم مانده اند هستیم اما در این بین باید دید چرا با وجودی که تمام فعالیت و اقدامات دولت حول محور پیشرفت و آبادانی و خودکفایی ملی می گردد، چنین اهمال کاری های در روند تولید لوازم مورد نیاز محصلین و نوباوگان کشور وجود دارد که صد البته می تواند خطراتی به مراتب بیشتر از جنگ های رو در رو و سنگر به سنگر داشته باشد.

طبق آیین نامه شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسه 474 مورخ 1379/11/11 و بنا به پیشنهاد شورای فرهنگ عمومی (نامه شماره 3911/الف مورخ 79/10/19  ) آیین نامه نحوه نظارت بر علائم، نشانه‌ها و تصاویر روی البسه و لوازم التحریر و کالاهای مشابه را به شرح ذیل تصویب شده است:

الف – جلوگیری از به کارگرفتن علائم، نشانه‌ها و تصاویری که با فرهنگ اسلامی -ایرانی در تعارض است و بر فرهنگ عمومی تاثیر منفی دارد.

 ب – حفظ نمونه علامت و تصاویری که به صورت‌های مختلف انتشار می‌یابد و در معرض فروش و استفاده عموم قرار می‌گیرد و یا از طریق جراید و رسانه‌ها تبلیغ می‌شود.

 ج – تعیین مشخصات هرگونه طرح و تصویر قابل انتشار.

 د – حفظ حقوق طراحان گرافیک و نقاشان با توجه به قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان

ه– تشویق به استفاده از نقوش ملهم از هنر ایرانی و اسلامی در کالاها .

- طرح‌ها و نقوش اعم از نمادها، خطوط و تصاویر و یا طرح‌های ترکیبی باید مروج هنر و ارزش‌های اسلامی و ملی و ترغیب نوآوری باشد، استفاده از طرح‌ها و نقوش و تصاویر روی البسه و لوازم التحریر و کالاهای مشابه دیگر که مغایر با ضوابط این آیین نامه نباشد بلامانع است .

- طرح و نقشی که آشکارا و غیرآشکار دارای نکات و پیام هایی نظیر موارد زیر باشد ممنوع است:

 الف – اهانت به ادیان رسمی کشور و کتب آسمانی و مقدسات مذهبی .

 ب – تبلیغ هرگونه مرام، مسلک و فرقه ای که به موجب قوانین کشور غیرقانونی می‌باشد و یا به صورت جریان‌های فکری منحرف مطرح باشد.

 ج – تصاویر، کلمات و موضوعات مغایر با فرهنگ عمومی جامعه اسلامی ایران . د – نقوش و تصاویر مغایر با اصول فرهنگ عمومی و بومی یا فرهنگ اسلامی – ایرانی .

- تولید کنندگان و وارد کنندگان کالاهای مصرفی فوق الذکر ملزم به رعایت ضوابط و معیارهای مصوب شورای نظارت بر علائم و نشانه‌ها و تصاویر روی البسه و ….هستند.

 - صدور مجوز برای کانون‌های مشاوره هنری به منظور ارائه مشاوره به تولید کنندگان و نظارت بر کار این کانون‌ها به عهده معاونت امور هنری است .

با توجه به این آیین نامه که در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به تصویب رسیده است و به تنهایی می تواند گویای این مطلب باشد که در پروژه تولید البسه ، کیف و لوازم التحریر چند ارگان باید با هم مشارکت داشته باشند تا خروجی این جریان حامل انتقال موثر فرهنگ و تفکر ایرانی اسلامی باشد، پاسخ به این پرسش منطقی به نظر می رسد که چرا هر ساله با آغاز سال تحصیلی در مدارس ، داستان واردات لوازم التحریر خارجی با معرفی شخصیت های غربی (کارتونی وغیر کارتونی) از سر گرفته می شود و تاکنون نیز متولی برای ساماندهی این بازار معرفی نشده است. شاید این ماجرا نیز پیوندی نه چندان دور با ساماندهی بازار مد و لباس داشته باشدو تصاویری چون اسپایدرمن، بن تن، شرک، هری پاتر و... که تابه حال از طریق تلویزیون و برنامه های دیگری نسبت به انتقال مفاهیمی خاص از جانبشان هشدار داده شده است باز هم باید بر روی دوش دانش آموزان ایرانی وارد مدارس شود؟

در همین رابطه مدیر کل دفتر تبلیغات و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام کرد:

تمامی تولید‌کنندگان و وارد ‌کنندگان کالاهای مصرفی، موظفند از به کار گرفتن علائم، نشانه‌ها و تصاویری که با فرهنگ اسلامی - ایرانی در تعارض است و بر فرهنگ عمومی تأثیر منفی می‌گذارد، خودداری کنند.علیرضا کریمی با بیان این مطلب اظهار داشته: این دفتر به‌عنوان متولی اصلی و رسمی موضوع تبلیغات در کشور براساس آیین‌نامه نحوه نظارت بر علائم، نشانه‌ها و تصاویر روی البسه و لوازم التحریر و کالا‌های مشابه مصوب سال 1379 شورای‌ عالی انقلاب فرهنگی و به‌ منظور ترویج فرهنگ بومی و اسلامی در جامعه و مبارزه با تهاجمات فرهنگی، طرح نظارت بر اجرای این مصوبه را به شکل جدی در دستور کار خود قرار داده است. کریمی افزوده که در همین ارتباط با همکاری سازمان‌های مرتبط همچون نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران، وزارت بازرگانی، اصناف مختلف و... فعالیت‌های ذیربط به‌ویژه در بخش جلوگیری از ترویج و تبلیغ شخصیت‌های سینمایی و کارتونی غربی در تولید و واردات محصولات فرهنگی، لوازم التحریر، البسه و کالاهای مشابه پیگیری و اجرا می‌شود.وی همچنین اظهار داشت که بر این اساس تولید ‌کنندگان و وارد کنندگان کالاهای مصرفی فوق‌ الذکر ملزم به رعایت ضوابط و معیارهای مصوب شورای نظارت بر علائم و نشانه‌ها و تصاویر روی البسه، لوازم‌التحریر و کالاهای مشابه هستند و درصورت استفاده از تصاویر غیر بومی و غیر اسلامی با آنها برخورد قانونی خواهد شد.کریمی در پایان هم از تمامی تولید‌ کنندگان و وارد ‌کنندگان کالاهای مصرفی خواست تا با هماهنگی با دفتر تبلیغات و اطلاع‌رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ضمن همکاری در اجرای این قانون، تقویت و تحکیم ارزش‌های ایرانی و اسلامی جامعه را مد نظر قرار دهند.

 در طرف دیگر این ماجرا و اینکه بالاخره سازمانی خود را متولی امر نظارت بر عملکرد تولید کنندگان داخلی معرفی کرد؛در چند روز پایانی شهریور ماه ،سری به بازار تهران زدیم و نظر چند تن ازاولیا وهمچنین نوشت افزار فروش ها را در این رابطه جویا شدیم. طی صحبت هایی که با والدین دانش آموزان که به همراه فرزندانشان برای خرید لوازم التحریر به بازار مراجعه کرده بودند متوجه این نکته شدیم که در جمع آنان افرادی هستند که با در نظر گرفتن کیفیت کالایی که خریداری می کنند، گوشه چشمی هم به برندها و تصاویر چاپ شده روی این محصولات دارند. خانمی 30ساله که همراه فرزندش مشغول خرید دفتر است می گوید که کیفیت لوازم التحریر از هر چیزی برایش مهم تر است البته به تصاویر روی جلد هم توجه می کند تا مفهوم خاص غیر بومی را منتقل نکند مضاف بر اینکه معتقد است در این زمینه 60تا70 درصد والدین به این مورد توجه می کنند. درطرف دیگر پدر و مادری درحال خرید جامدادی وکیف مدرسه ای بودند که فروشنده درباره جنس مرغوب تایلندی آن وقابل شستشو بودنش در حال تبلیغ بود. آنان نیز در این باره می گویند که غیر از قیمت و کیفیت به بعضی دفترها توجه می کنند گرچه امروزه بچه هاهرچه بخواهند والدین فراهم می کنند ولی این مساله تاجایی است که خطری برای آن ها نداشته باشد. شاید شخصیت های کارتونی از این دسته موارد بی خطر باشند.

همینطور که در راسته اقلام مدارس به جلو می رویم بر میزان جمعیت افزوده می شود تا جایی که بچه ها زیر دست و پای بزرگترها می مانند. در همین گیر و دار از فروشنده ای که روی پیشخوان مغازه اش دفترهای فانتزی که پر بود ازتصاویر سیندرلا و سفید برفی و...البته با همان پوشش های غربی ، در مورد میزان فروش این اجناس سوال کردیم که وی در پاسخ گفت که دفترهای فانتزی که اغلب روی آن ها شخصیت های کارتونی وجود دارد بیشتر بچه ها را جذب می کند چرا که اکثرا این کارتون ها را دیده اند و در نتیجه از آن ها استقبال می کنند شاید گاهی اوقات ما راضی به فروش دفترهایی که تصاویر دختران نیمه برهنه روی آن هست نباشیم اما بالاخره ما هم باید سود خودمان را بکنیم وارد دالان بین الحرمین بازار می شویم . پارچه نوشته ای که به سر در کوچه ای در همان حوالی نصب شده توجه ما را جلب می کند. روی آن نوشته شده "شمیم ماه مهر" عرضه دفترهای دولتی با نرخ 235 تومان تا 540 تومان . فلش روی پارچه را دنبال می کنیم و به داخل کوچه ای می رسیم . مغازه ای را می بینیم که این دفاتر را به فروش می رساند. صاحب مغازه درباره استقبال مردم از دفترهای دولتی می گوید که تنها 40% مردم آن هم از اقشار کم درآمد جامعه این دفترها را می خرند و بقیه به دفترهای فانتزی و...روی می آورند. وی اذعان می دارد که کیفیت این دفترها پایین است اما نسبت به سال گذشته بهتر شده است. مغازه دار درباره اینکه چطور این دفترهای دولتی را تهیه کرده می گوید که هرکس جواز داشته باشد می تواند با رجوع به اتحادیه آن ها را تحویل بگیرد. البته اغلب مغازه داران این کار را نمی کنند چون 3/1سود بقیه اجناس فروشی را به همراه دارد خرید این اجناس برای  آن هایی که فرزند زیادی دارند منفعت بیشتری دارد .

حال با توجه به این گفت وشنود ها باید دید چرا با اینکه دفتر تبلیغات وزارت ارشاد متولی امر سامان دهی به روند تولید لوازم التحریر و...آن هم با تصویب قوانین کاربردی شده است هنوز اصلاحی دراین پدیده دیده نمی شود و هیچ کس نمی تواند مانع واردات کالاهایی با تبلیغات فرنگی شود. چرا صدا وسیما با ید صولانی که در عرصه برنامه سازی دارد هنوز نتوانسته محصولی تولید کند که بتواند مشاهیر وقهرمان وپهلوانان ایران زمین را به شیوه ای جذاب به کودکان ارائه دهد تا بدنبال این حرکت با تغییر سلیقه مخاطبان وبازگشت به فرهنگ اصیل بومی ، تولید کنندگان هم به واسطه طرح ها والگوهای ایرانی محصولات وطنی تولید کنند. مطمئنااز این دست صحبت ها بسیار گفته شده و هرسال مطبوعات و بلندگوهای دیگر هشدار شروع جنگ نرم دشمن را گوشزد می کنند اما کی قرار است این وضعیت سامان پذیرد سوالی است که هیچ کس پاسخی برای آن ندارد واین روزها بیشتر داد سخن دادن درباره جریان تهاجم فرهنگی به یک ژست سیاسی وتبلیغاتی بدل شده است. مخلص کلام اینکه برای شکوفه زدن فریاد مرگ بر استکبار جهانی وآمریکا در گلوی کودکانمان باید کمی دست جنباند تا این نسل از قافله آزادی خواهی ومبارزه با مادیگرایی عقب نماند.                                                       

 حفظ وپاسداشت فرهنگ از خطیرترین وظایفی است که دولت ها وملت ها بر عهده دارند.

 

در رویکردی تازه به سامان دهی اوضاع بازار لوازم التحریر والبسه دفتر تبلیغات وزارت ارشاد اسلامی خود را متولی امر نظارت بر کالاهای فرهنگی اعم از لوازم التحریر و...می داند.

 

 

گزارش به نقل از مجله زن روز، مورخ مهرماه ۹۰، نوشته مهدیه سادات قرشی

[ جمعه 31 شهریور1391 ] [ 11:31 ] [ مهدیه سادات قرشی ]

اجلاس جنبش عدم تعهد

 

 

براساس کارکردهایی که قدرت در عرصه بین المللی داراست کسب پرستیژ یکی از مهمترین اقداماتی است که دولت‌ها در طول حیات شان مبادرت به انجام آن کرده‌اند. در این راستا دولت‌ها با اجرای مانورهای نظامی و امنیتی و پدافندی سعی در ایجاد فضایی دارند که در آن رقبا و یا مخاصمانشان را وادار به برداشتن گامی به عقب کنند. در این میان هرگونه قدرت نمایی در ابعاد مختلف می‌تواند سرنوشت متفاوتی را برای کشورها رقم زند. در جهان امروز که توانمندی‌های دولت ها در زیر پوسته دیپلماسی قرارگرفته، پیوستن به اتحادیه‌ها و سازمان‌های بین المللی و منطقه‌ای می‌تواند در تحکیم و تثبیت جایگاه قدرت کشورها مثمر ثمر واقع شود. برگزاری اجلاس جنبش غیر متعهدها در ایران از جمله گزینه‌های کسب پرستیژ و استحکام قدرت ایران در منطقه خاورمیانه محسوب می‌شود. این جنبش که نزدیک به6دهه از ظهور آن می‌گذرد همواره بستری برای کشورهای منطقه اعم از آفریقایی، آسیایی و حتی اروپایی (بلاروس) بوده تا در ادامه اقدامات این دسته از دولت‌ها در کنارگذاشتن قدرت‌های غربی از مسائل مربوط به حفظ تمامیت ارضی و امنیت ملی و...  بتواند به چاره جویی در قبال مشکلات خود برآمده و صلحی پایدار ومورد نظر همگان را در چارچوب انسانی فراهم آورد. برگزاری این اجلاس در ایران با وجود تحریم‌های مضاعف غرب در سی سال گذشته و همگامی اسرائیل با طرفین غربی در تهدید نظامی علیه ایران ، این کشور را به عنوان امن ترین نقطه خاورمیانه در حال حاضر مورد توجه قرار می‌دهد  بطوری‌که با گذشت چند روز از برگزاری نشست، تهران میزبان بیش از 120تن از سران کشورهای غیر متعهد بوده است واین در حالیست که رشد روزافزون اقدامات ملت‌ها در به دست گرفتن سرنوشت شان و بروز انقلابات دوره ای در کشورهایی چون مصر و لیبی و... ونیز درزمانی که مساله سوریه به یکی از بغرنج ترین موارد بین المللی تبدیل شده است، ایران نقش موثری در تغییر معادلات منطقه‌ای و حل مساله سوریه خواهد داشت خصوصا بجهت کسب ریاست این جنبش تا سه سال دیگر ایران می‌تواند از این فرصت برای ارائه راهکارهای اساسی برای استقرار ثبات و امنیت در منطقه و حتی جهان در سایه قدرت ملت‌ها‌ استفاده کند. در این میان برقراری روابط حسنه میان تهران –  قاهره پس از سال‌ها تیرگی رابطه هم می‌تواند برگ برنده ای برای کشورهای خاورمیانه در مواجهه با رژیم صهیونیستی بوده و ابتکار عمل را به دست آنان دهد. چنانکه مصر وسوریه و لبنان مثلثی محاط به دور اسرائیل شده و عرصه را برای آنان تنگ‌تر کنند. از آنجایی که فلسفه وجودی جنبش غیر متعهد ها عدم تعهد به بلوک شرق کمونیستی و غرب بوده است همچنان با وجود تک قطبی شدن جهان و هژمونی امریکا و سیطره این کشور بر منابع و ساختارهای قدرت در تمامی کشورهای جهان ادامه دارد و بنابراین تز شالوده شکنی غیر متعهدها نیز به این ترتیب پیکان تذکرات و اقدامات خود را به سمت ایالات متحده و هم پیمانانش در اتحادیه اروپا گرفته و خواستار تغییر روند رسیدگی به مسائل جهان در چارت منطقه ای است. مهمترین نتایج این جنبش نیز با درنظر گرفتن وجود دبیرخانه ای متعهد که به روند اجرای مصوبات این نشست پایبند باشد می‌تواند بخش موثر آن دانسته شود. در صورت ایجاد دبیرخانه رسمی برای جنبش که به پیشنهاد ایران صورت امکان یافته است می‌توان به چشم انداز روشنی از کارکرد این جنبش چون اهرم فشار در مجمع عمومی سازمان ملل و نیز حفظ و پایبندی به اصول اولیه جنبش یعنی عدم تجاوز به یکدیگر، همزیستی مسالمت آمیز، برابری و منافع متقابل، احترام تقابل به تمامیت ارضی و حاکمیت یکدیگر و همچنین عدم دخالت در امور همدیگر اطمینان یافت. از آنجا که تغییرات در عرصه بین المللی هچنان ادامه دارد گذار از این مرحله و حصول به موقعیتی که تمامی کشورهای عضو سازمان ملل بتوانند براساس هویت و استعدادهایشان به ساخت کشورشان مبادرت ورزند و در سایه نظامی چند وجهی( قطبی) به زیست خود ادامه دهند دور از انتظار نیست.  

 

 

 

 

 

[ چهارشنبه 15 شهریور1391 ] [ 22:14 ] [ مهدیه سادات قرشی ]

 

وبازصدای نجوای سحرگاهی قرآن پدردرگوش شب می پیچید. عطر چای دم کرده مادربزرگ درمیان رایحه خاک خیس خورده باغچه وسفره رنگین افطارمادرکه درطراوت بوی نان داغ آتشین پدربزرگ روح خسته از ازدحام وشلوغی شهررا ازتن می زدایدپای رفتنمان می شودبه سمت خوان نعمت پربرکت رمضان.پلی می زند میان عرش وفرش. ندای ملکوتی اذان صیقل می دهد قلب های مرده را. دیرگاهی است که وجود آدمی با عطر بهارنارنج باغ دانایی وریاضت درهم آمیخته ومعجونی ساخته به شیرینی کوثر وهردم وهرسال ازآن جام سیرابمان می کند ساقی سیمین ساق. باشد که درگرماگرم امرداد لذت بندگی پروردگارجلادهد نفس واماندگان از قافله بندگی را دروانفسای زمانه.

 

[ چهارشنبه 28 تیر1391 ] [ 22:34 ] [ مهدیه سادات قرشی ]

امام علی علیه‌السلام:« الناس اعداء ما جهلوا»                               

«انسان‌ها نسبت به آن‌چه آگاهی ندارند خصومت می‌ورزند.»                                            

 

 

 

 

نگارنده:دکترسیدمحمدطباطبایی

مترجم: حامد صدیقی

 

مقدمه

در سال‌های اخیر، مساله بمب اتمی ایران محور اصلی فرضیه‌ای خام و تبدیل به حربه‌ای جهت وارد کردن اتهامات متعدد بر ضد ایران شده است. سنگ بنای این فرضیه براساس خصومت میان تهران - واشنگتن و یا تهران - تل‌آویو می‌باشد. براین‌اساس، معادله خطرناکی طراحی شده که به گفته برخی می‌تواند منجر به جنگ جهانی سوم شود.[1]

ایران + انرژی هسته‌ای= ایران+ بمب اتمی

و یا سهمناک‌تر از آن:

ایران +بمب اتمی = ایران + حمله اتمی به اسرائیل و یا امریکا

دراین‌خصوص، سوالی که می‌توان مطرح ساخت این است که آیا صرف وجود خصومتی بین دو دولت که مشابه آن در نظام بین‌الملل فراوان به چشم می‌خورد، می‌تواند توجیهی برای ارائه چنین پیش‌داوری عجولانه و جبران‌ناپذیری باشد؟ و یا در فضای پرتنش حاکم بر روابط بین‌الملل کنونی، دستیابی ایران به چند بمب اتمی ساده، در مقابل زرادخانه پیشرفته اتمی دشمن، جز نابودی حتمی، دستآورد دیگری برای ایران در بر خواهد داشت؟

درواقع، امواج هماهنگ جریان‌های معاندسازی، سناریو از پیش ساخته‌ای را طراحی کرده است که در آن جایگاه ظالم (مهاجم) و مظلوم (مورد هجوم قرارگرفته) برعکس شده است. دولتی که دارای بزرگترین زرادخانه هسته‌ای جهان می‌باشد و پیش از این نیز، در استفاده نظامی از آن تردیدی به خود راه نداده است، مظلوم‌نمایی کرده و دولتی را که سلاح اتمی ندارد، و به علل مختلف نمی‌خواهد داشته باشد، در جایگاه ایفاگر نقش ظالم (مهاجم) قرار می‌دهد. دولت دیگری که خود به‌طور غیرقانونی دارای سلاح اتمی می‌باشد و هیچ‌گاه حاضر به امضای معاهده NPT نشده و هیچ‌گونه بازرسی را پذیرا نبوده است، دادستان محکومیت دولتی است، که بمب اتم ندارد، عضو رسمی NPT می‌باشد، و متحمل بازرسی‌های متعدد و حتی پیش‌بینی‌نشده و بی‌پایان بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی شده است.[2]

با توجه به اینکه مبحث هسته‌ای ایران، موضوع اصلی مقاله حاضر می‌باشد، با طرح چهار سوال که محور اصلی بحث ما محسوب می‌شود و با پاسخ به آنها به دنبال اثبات فرصیه اصلی این تحقیق می‌باشیم که معتقد است: "دست‌آوردها و فواید صلح‌آمیز انرژی هسته‌ای برای ایران به‌مراتب بیشتر و مهم‌تر از مقاصد احتمالی نظامی آن می‌باشد". به‌علاوه، آیا ماده چهارم معاهده NPT، بر روی استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای به‌عنوان منبع انرژی فناناپذیر در خدمت بشریت و تمامی دولت‌های جهان تاکید نمی‌ورزد؟[3] در این راستا سوال‌های اصلی مقاله حاضر عبارت است از:

-      چرا ایران به‌دنبال دستیابی به دانش (الکترو) هسته‌ای می‌باشد؟

-      چرا ایران بر روی توسعه دانش غنی‌سازی اورانیوم تاکید می‌ورزد؟

-      سیاست رسمی ایران درخصوص انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز چه می‌باشد؟

-      چرا ایران هیچگونه تمایل نظامی در برنامه هسته‌ای خود ندارد؟

در پاسخ کلی به سوالات مذکور می‌توان صریحا بیان کرد که؛ به‌همان اندازه که انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز برای توسعه و رشد ایران ضروری است، به‌همان میزان ابعاد نظامی آن برای ایران خطرناک بوده و آسیب‌پذیری کشور را به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای افزایش می‌دهد. در این زمینه معادله‌های زیر بیانگر قانون کلی ایران در موضوع هسته‌ای می‌باشد:

انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز = توسعه و پیشرفت ایران

صنعت هسته‌ای نظامی = خطر و نابودی کشور

تحقیقات در زمینه دانش (الکترو) هسته‌ای

درچند دهه آینده، مهم‌ترین معضل بشریت در مواجهه با اتمام تدریجی ذخایر انرژی‌های فسیلی، پاسخ به نیازهای فزاینده در بخش انرژی و کاهش پخش گاز‌های گلخانه‌ای خلاصه خواهد شد. بنابراین مدیریت صحیح در مصرف ذخایر موجود انرژی بیش از پیش حائز اهمیت بوده، چرا که به‌زودی در ابتدا شاهد اتمام ذخایر نفتی و به‌دنبال آن گازی و سپس ذغال سنگی در سطح جهان خواهیم بود.[4] کارشناسان معتقدند که با هیچ ترفندی نمی‌توان بیش از چندین دهه اتمام ذخایر انرژی فسیلی را به تاخیر انداخت. لذا تنها راه حل موجود برای این مشکل جهانی توسعه انرژی‌های جایگزین هم‌زمان با مهار مصرف فزاینده آن می‌باشد.[5]

دستیابی به دانش انرژی‌های جایگزین و مصرف بهینه آنها در کنار انرژی‌های فسیلی از جنبه دیگری نیز حایز اهمیت است و آن سعی در حفظ محیط زیست و کاهش تولید گازهای گلخانه‌ای حاصل از سوخت انرژی‌های متداول می‌باشد. باتوجه به اینکه انرژی‌های جایگزین از جمله انرژی هسته‌ای، انرژی خورشیدی و انرژی بادی، گاز‌های گلخانه‌ای پخش نمی‌کنند، آیا هیدروکربن‌ها تهدیدی بزرگ برای از بین رفتن تعادل محیط زیست در کره زمین نیستند؟

بنابراین مشکل اصلی دنیا در حوزه انرژی در آغاز قرن 21 میلادی، پیرامون دو موضوع؛ اتمام تدریجی ذخایر فسیلی و افزایش گازهای گلخانه‌ای رقم می‌خورد.[6]

در عصرحاضر، بی‌شک انرژی هسته‌ای با توجه به مزایای آن، بیش از پیش به‌عنوان مناسب‌ترین جایگزین منابع فسیلی مورد توجه قرار می‌گیرد، درواقع "شکافتنی" جایگزین "سوختنی" می‌شود. حتی اگر انرژی هسته‌ای را به‌عنوان تنها راه حل خروج از بحران انرژی در نظر نگیریم، راه‌حل دیگری نیز بدون آن نخواهیم یافت. رآکتورهای اتمی قابلیت تجزیه هسته اتم را دارند و انرژی حاصل از این عملیات، تقریباً فناناپذیر است و هیچ‌گونه گاز گلخانه‌ای را پخش نمی‌کنند.[7]

در جهانی که به‌دنبال ایجاد "توسعه پایدار" می‌باشد، باتوجه به کاهش انرژی فسیلی و ناکافی بودن سایر انرژ‌های جایگزین، گزینه دیگری جز توسعه صنعت هسته‌ای در مسیر مسالمت‌آمیز وجود ندارد و این موضوع توصیه و سفارش صریح و آشکار بند ۴ معاهدهNPT می‌باشد.

امروزه دانش هسته‌ای به‌عنوان صنعتی نوین، اثرات مثبت خود را نه‌تنها در حوزه تولید برق، بلکه در ۳۶۰ رشته علمی به‌جا گذاشته است. علاوه‌برآن، تولید و مصرف این انرژی آسیب کمتری را به محیط زیست وارد می‌کند و بعد از انرژی‌های "تجدیدپذیر[8] به‌عنوان بهترین نوع انرژی شناخته شده است. در همین رابطه، آکادمی پزشکی فرانسه در ژوئن ۱۹۹۹ اعلام کرده است که؛ « انرژی هسته‌ای یکی از منابع انرژی می‌باشد که کمترین آسیب را به انسان و محیط زیست وارد می‌کند، هرچند که احتمال "خطر صفر" و یا احتمال "زیان صفر"در زمینه تولید انرژی وجود ندارد.»

در حال ‌حاضر، حدود ۳۰ کشور جهان، دارای صنعت هسته‌ای می‌باشند. ۴۴۰ رآکتور اتمی در دنیا، ۲۰ درصد برق مورد نیاز جهان را تامین می‌کنند. از آغاز هزاره سوم میلادی، افزایش مصرف انرژی در دنیا و طرح‌های متعدد ساخت رآکتورهای نسل جدید به‌عنوان "رنسانس هسته‌ای" تلقی می‌شود. ایالات متحده آمریکا با تولید 790 گیگا کیلو وات/ ساعت که معادل 20% تولید برق در این کشور می‌باشد، دارای بالاترین تولید برق اتمی در دنیا و فرانسه دارای بیشترین درصد تولید برق اتمی معادل 79% نیاز این کشور با تولید 426 گیگا کیلو وات/ ساعت می‌باشد.[9]

همان‌گونه که در دولت‌های پیشرفته صنعتی و در حال توسعه، انرژی نقش سکوی پرتاب را ایفا می‌کند، ایران نیز همانند قدرت‌های بزرگ دنیا چشم‌اندازهای پیشرفت و توسعه پایدار خود را بدون انرژی هسته‌ای نمی‌بیند. این در حالیست که مصرف انرژی در ایران در اثر توسعه شهرنشینی، صنعت، حمل ‌و نقل، رشد جمعیت، رفاه ملی و غیره رو به افزایش است، به‌طوری‌که سیر صعودی آن در چند سال اخیر به‌میزان ۸ تا ۱۰ درصد در سال بوده است و به‌همین روال هر ساله افزایش خواهد داشت.

در ایران، مصرف برق سالانه 3۸۰۰۰ مگاوات می‌باشد که حدود ۹5 درصد آن توسط سوخت‌های فسیلی (هیدروکربور) و باقی‌مانده از طریق انرژی‌های تجدیدپذیر تامین می‌شود. بنابر روند سیر صعودی کنونی، نیازمندی و مصرف برق در ۱۰ سال آینده، حدود دو برابر شده و به‌ میزان مصرفی مابین ۷۰۰۰۰ تا ۸۰۰۰۰ مگاوات در سال خواهد رسید.[10]این میزان مصرف با ظرفیت‌های تولید کنونی قابل تامین نمی‌باشد و به‌همین دلیل یک برنامه عملیاتی سریع و هوشمندانه برای تامین نیازهای آتی کشور ضروری به‌نظر می‌رسد.

 ظرفیت ذخایر نفتی ایران، ۱۳۷ میلیارد بشکه تخمین زده می‌شود. درحال‌حاضر روزانه بیش از ۴ میلیون بشکه نفت استخراج می‌شود که حدود 6/2 میلیون بشکه آن صادر و مابقی آن به مصرف داخلی اختصاص می‌یابد [11].افزایش مستمر مصرف داخلی که به حدود 40 درصد نفت استخراج و تولید شده می‌رسد، درآمد ملی کشور از صادرات نفت را پیوسته کاهش داده است. اگر نفت تنها وسیله تولید برق باقی بماند، در یکی دو دهه آینده، دولت حتی برای تامین تولید و مصرف داخلی برق خود مجبور به واردات نفت خواهد شد.[12] صادرات نفت بخش مهمی از بودجه ملی کشور را تامین می‌کند و ایران برای حفظ آن می‌باید در مسیر کاهش تولید برق از طریق نفت و حفظ ظرفیت‌های صادراتی آن گام بردارد.

همچنین، ایران دارای ۲۸۳۷۶ میلیارد مترمکعب ذخیره گازی است. استخراج گاز، سالانه ۴۳۷ میلیون مترمکعب می‌باشد که ۵۳ درصد آن جهت تولید برق در داخل مصرف می‌گردد. به‌مانند نفت، در مورد گاز نیز افزایش مستمر میزان مصرف داخلی آن، ظرفیت‌های صادراتی کشور کاهش و درنتیجه درآمد ارزی حاصل نیز با چالش مواجه می‌شود.[13]

حفظ و بهره‌برداری صحیح و بهینه منابع ملی برای دولت ایران که خود را در برابر آینده ملت مسئول می‌داند امری ضروری است. در جهت رسیدن به این هدف، راهکار دیگری جز رها کردن سیاست "همه چیز با نفت" که نتیجه آن اسراف منابع هیدروکربور کشور می‌باشد، وجود ندارد. بنابراین، به‌منظور متنوع‌سازی منابع انرژی، دستیابی به انرژی هسته‌ای که یکی از راه‌های اساسی و شناخته شده مقابله با بحران انرژی در جهان می‌باشد، الزامی است. مضاف بر آن‌که، انرژی هسته‌ای دارای آلودگی کمتری برای محیط زیست می‌باشد و برای ایران که برخوردار از بزرگترین معادن اورانیوم در خاورمیانه است، سوددهی بالاتری خواهد داشت. از لحاظ اقتصادی نیز، ثابت شده است که هزینه تولید برق هسته‌ای به مراتب نسبت به تولیدات سنتی ارزان‌تر می‌باشد، امری که رغبت بالای کشورهای صنعتی به ساخت نیروگاه‌های اتمی را باعث شده است.[14]

طبق سند چشم انداز ۲۰ ساله، که سیاست کلان ایران را برای دو دهه آینده ترسیم می‌کند، تغییر و تنوع در منابع انرژی به‌عنوان یکی از الزامات ضروری و مطلق معرفی شده است. در این سند بنیادین، بخش مربوط به راهبرد انرژی ایران به ۲ محور اصلی تقسیم شده است.

محور اول، سیاست کلی دولت در رابطه با توسعه صنعت نفت و گاز و تدوین برنامه عملیاتی جهت کاهش مصرف انرژی داخلی می‌باشد.

 محور دوم، سیاست دستیابی کشور به منابع انرژی غیرفسیلی می‌باشد که خود 2 زیرمجموعه دارد:

v   استفاده از منابع دیگر انرژی و متنوع‌سازی آن با رعایت قوانین حفظ محیط زیست و افزایش تولید انرژی از منابع تجدیدپذیر مانند انرژی هیدرولیک.

v   دستیابی به تکنولوژی و دانش هسته‌ای صلح‌آمیز با ساخت نیروگاه‌های اتمی، آموزش متخصصین و پرسنل مورد نیاز.

بنابراین، با استناد به سند چشم‌انداز ۲۰ ساله، هدف اصلی دولت ایران ارتقای سیستم تولید انرژی با استفاده بهینه از منابع متنوع انرژی مبتنی بر کاهش سهم هیدروکربور‌ها در تولید برق از ۹۵ درصد به ۷۰ درصد (با کاهش سهم نفت و جایگزینی آن توسط گاز) و تامین 30 درصد نیاز باقی‌مانده به ترتیب۲۰ درصد با کمک نیروی آب و 10درصد از طریق تولید انرژی هسته‌ای پیش‌بینی شده است.[15]

به‌دنبال صنعت و سوخت هسته‌ای

 به‌مانند اکثر دولت‌هایی که به دانش هسته‌ای دست یافته‌اند، برنامه هسته‌ای ایران نیز قدمتی طولانی حدود نیم قرن دارد. در اواخر سال‌های 1950 میلادی، ایران اولین گام‌های خود را در زمینه فن‌آوری انرژی هسته‌ای تحت نظارت آمریکا با امضای توافق‌نامه‌ای با این کشور با عنوان برنامه "اتم برای صلح" آغاز نمود.[16] هدف از این قرارداد آشنایی با استفاده صلح‌آمیز از این صنعت جدید بود. بر این اساس، در سال ۱۹۵۹ به‌دنبال راه‌اندازی یک مرکز تحقیقاتی هسته‌ای در دانشگاه تهران، ایران یک رآکتور ۵ مگاواتی تحقیقاتی از آمریکا دریافت می‌کند.[17] البته، این رآکتور تحقیقاتی در سال ۱۹۶۷ راه‌اندازی شد. در همین مدت، کمسیون انرژی اتمی ایران در وزارت دارایی شکل می‌گیرد. اما علی‌رغم آن، به مدت یک دهه تمامی تحقیقات در زمینه انرژی هسته‌ای، در دانشگاه تهران صورت می‌گرفته است. در سال ۱۹۷۴ با تاسیس سازمان انرژی اتمی ایران(OEAI) ، با هدف دستیابی ایران به ظرفیت‌های تولید انرژی هسته‌ای برای تولید ۲۳۰۰۰ مگاوات برق در درازمدت، فعالیت‌های اتمی ایران جهش چشم‌گیری یافت. عمده فعالیت‌های این سازمان با هدف پاسخگویی به تامین نیازمندی‌های داخلی برای تولید برق با جذب نیروهای متخصص ایرانی و یا خارجی برای ساخت و راه‌اندازی هرچه سریع‌تر نیروگاه‌های اتمی، آغاز گردید. اگرچه در آن زمان میزان مصرف الکتریسیته در ایران چندان با اهمیت نبود، اما برای تامین نیاز‌های آتی کشور که با سرعت به سمت صنعتی شدن پیش می‌رفت، برنامه‌ریزی شده بود.

در گام‌ بعدی، سازمان به دنبال تامین اورانیوم برای راه‌اندازی چرخه سوخت بوده است. به‌ دنبال ایجاد ارتباط مستقیم با دولت‌های تولیدکننده اورانیوم، هیچ‌یک از آنها علاقه‌ای به همکاری با ایران از خود نشان ندادند. مذاکراتی که با دولت‌های آفریقایی گابن و نیجریه انجام شد، به‌دلیل دخالت فرانسه بی‌نتیجه ماند، چرا که این کشور حاضر به چشم‌پوشی از منافع خود در فروش انحصاری اورانیوم به دولت‌های دیگر- همانند ایران- نبود.[18] فرانسه با همکاری ایتالیا، اسپانیا و بلژیک قصد تاسیس بزرگترین کنسرسیوم غنی‌سازی اورانیوم به نام "اورودیف"، در دنیا را داشت که می‌بایست در سال ۱۹۸۰ به بهره‌برداری برسد.[19] سرانجام شاه در سفر خود به فرانسه، قراردادی ۵ میلیارد دلاری با دولت این کشور در سال ۱۹۷۴ به امضا رسانید که بر اساس مفاد آن، فرانسه موظف بود ۵ رآکتور ۱۰۰۰ مگاواتی، اورانیوم غنی‌شده و دیگر دستگاه‌های صنعتی مورد نیاز را در اختیار ایران قرار دهد. در همان زمان قرار دیگری نیز مبنی بر همکاری دوجانبه در زمینه استفاده صلح‌آمیز از انرژی اتمی به امضای وزرای امورخارجه وقت دو کشور رسید. براساس توافق‌های صورت گرفته، ایران برای حفظ استقلال خود در رابطه با اورانیوم غنی‌شده، تصمیم به سرمایه‌گذاری در اورودیف گرفت. هنگام سفر ژاک شیراک، نخست‌وزیر وقت فرانسه، به تهران در سال ۱۹۷۵، ایران متعهد به پرداخت ۱ میلیارد دلار وام برای مشارکت در سهام اورودیف شد تا در قبال آن حق بهره‌برداری از ۱۰ درصد اورانیوم غنی‌شده تولیدی توسط کنسرسیوم را داشته باشد.[20] از طرف دیگردر زمینه ساخت نیروگاه‌های اتمی، ایران قراردادی به ارزش 10 میلیارد فرانک با شرکت framatome منعقد می‌کند که برطبق آن فرانسه ساخت ۲ راکتور ۹۰۰ مگاواتی در شهر اهواز تا سال ۱۹۸۲ را متعهد می‌شود. بعد از امضای این قرارداد در سال۱۹۷۷، کارهای مقدماتی ساخت با تاخیر زیاد در ساحل شرقی رود کارون در شهر ‌اهواز آغاز شد. همچنین قرارداد دیگری در سال 1975 با شرکت آلمانی KWU: (Kraft Werk Union) برای تاسیس دو نیروگاه اتمی هریک به ظرفیت۱۲۴۰ مگاوات در بوشهر به امضا می‌رسد. هزینه این ۲ رآکتور 8/7 میلیارد مارک بود که ایران برای تسریع در کار، این وجه را پیش‌پرداخت می‌کند. برطبق قرارداد مذکور دو رآکتور می‌بایست در سال‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۸۱ راه‌اندازی شوند.

در این میان هیچ قرارداد جدیدی در رابطه با ساخت رآکتورهای اتمی با آمریکا منعقد نشده بود، درحالی‌که ایالات متحده به‌عنوان ابرقدرتی که ایران را در ابتدا با این صنعت آشنا کرده بود، خود را محق می‌دانست. بنابراین، به منظور گسترش همکاری‌های هسته‌ای بین دو دولت، پیش‌بینی شده بود که در سال ۱۹۸۰، قراردادهای خرید 8 رآکتور اتمی از ایالات متحده منعقد شود. پشتکار ایران برای دستیابی هرچه سریع‌تر به صنعت هسته‌ای با برگزاری کنفرانس بین‌المللی " تکنولوژی هسته‌ای و راه‌های انتقال آن "در پرسپولیس در سال 1977، با شرکت حدود 500 مسئول بلندپایه در زمینه انرژی اتمی، دانشگاهیان و دیپلمات‌هایی از ۴۱ دولت کاملا مشهود بود. این اجلاس بین‌المللی با اسپانسری کمپانی‌های بزرگ اتمی مانند: American Society, European Nuclear Society, Japan Atomic Society برگزار شد.[21]

اواخر دهه ۱۹۷۰، اولین نشانه‌های انقلاب مردمی در ایران بر ضد رژیم شاه و دخالت‌های فزاینده دولت‌های اجنبی در امور کشور، بهانه‌ای برای لغو برنامه هسته‌ای ایران به‌وجود آورد. در سال ۱۹۷۸، مذاکرات ایران با فرانسه و آلمان راجع به خرید رآکتورهای جدید معلق ماند. در سال ۱۹۷۹، شرکت‌های فرانسوی framatome و آلمانی KWU، به بهانه اوج‌گیری انقلاب در ایران تصمیم به متوقف کردن عملیات و بازخواندن کارمندان خود گرفتند.[22] هزینه فعالیت‌های اتمی ایران تا زمان انقلاب به 268 میلیارد ریال و 3/2 میلیارد دلار به ارزش پولی آن سال‌ها می‌رسید. برنامه جاه‌طلبانه اتمی شاه، بهره‌برداری از ۲۱ رآکتور در ایران بوده است. در این میان ۲ رآکتور بوشهر در ابتدای ساخت بود، ۲ رآکتور در دارخوین به مرحله امضای قرارداد رسیده بود، قرارداد ساخت ۴ رآکتور در اصفهان در حال مذاکره بود و ساخت 13 رآکتور دیگر در حال بررسی بودند. در فردای انقلاب اسلامی و در فضای گسست از گذشته، حکومت جدید ایران خود را مواجه با موجی از اعتراضات و انتقادات به برنامه‌های هسته‌ای می‌بیند، که آن را سمبل وابستگی به غرب و اسراف بودجه بیت‌المال می‌دانستند. چند سال بعد، جمهوری اسلامی ایران با نگاهی واقع‌گرا، نیاز به انرژی را جدی گرفته و از سال ۱۹۸۲ تصمیم به از سرگیری ساخت نیروگاه اتمی بوشهر را می‌گیرد.[23] اما شرکت آلمانی KWU متعلق به زیمنس (Siemens) به بهانه مخالفت دولت آلمان فدرال، از سرگیری فعالیت در ایران را رد می‌کند. با شروع جنگ تحمیلی برضد ایران، دولت عراق با تشویق ابرقدرت‌ها، نیروگاه بوشهر را به‌عنوان هدف اصلی بمباران‌های پی‌درپی خود قرار می‌دهد. بعد ازپایان جنگ، ایران از سال ۱۹۹۰ به دنبال احقاق حقوق خود در به‌دست آوردن صنعت اتمی مسالمت‌آمیز بوده و تامین ۱۰ تا ۲۰ درصد از برق خود را از این طریق پیش‌بینی می‌کند. اما به‌دلیل فشارهای بین‌المللی که از سوی آمریکا بر ضد ایران تحمیل می‌شد، هیچ‌کدام از دولت‌های اروپایی حاضر به اجرای قراردادهای خود با ایران نشدند. درنهایت پس از پاسخ منفی ژاپن برای کمک در ساخت نیروگاه اتمی بوشهر، ایران خود را مجبور به همکاری با روسیه و چین می‌بیند.

با پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تعدیل مخاصمات ایدئولوژیکی میان دو کشور متعاقب از بین رفتن رژیم کمونیستی، دور جدیدی از روابط میان روسیه و ایران آغاز می‌شود. تشدید مخالفت‌ها و تحریم‌های ضدایرانی از سوی آمریکا و دولت‌های اروپایی، فرصت بیشتری برای گسترش این رابطه به‌وجود می‌آورد. با اعلان مجدد دولت آلمان درباره ممنوعیت فعالیت شرکت KWU در ساخت نیروگاه بوشهر در سال 1991، به‌تدریج مذاکره با روسیه بر سر مسئله انرژی اتمی آغاز می‌شود. نتیجه این مذاکرات، بازسازی وراه‌اندازی 2 رآکتور بوشهر و خرید 2 رآکتور جدید با قدرت 440 مگاوات بوده است. سرانجام قرارداد همکاری اتمی میان دو کشور در سال 1995 به امضا رسید و شروع عملیات ساخت نیروگاه بوشهر توسط کمپانی Atomstroïexport، 2 سال بعد آغاز و تا به امروز ادامه دارد.[24] اما در طی این مدت فشارهای سیاسی آمریکا، همراه با امتیازات اقتصادی به روسیه، این کشور را ترغیب به عقب انداختن کارها در راه‌اندازی نیروگاه اتمی بوشهر کرده است. به‌طوری‌که هر چند در سال 2005، حدود 80 درصد کار نیروگاه بوشهر انجام شده بود ولی با تعویق‌های مکرر، درهنگام نگارش مقاله حاضر نیروگاه هنوز آماده بهره‌برداری نمی‌باشد.[25].

 

اراده ایران برای غنی‌سازی اورانیوم

برای استفاده از انرژی اتمی، داشتن رآکتور اتمی ضروریست و سوخت رآکتور‌ها، اورانیوم غنی‌شده می‌باشد. به‌طورساده، به‌همان میزان که بنزین برای استفاده در خودرو لازم است، نیروگاه اتمی (REP) نیز، بدون اورانیوم 235 غنی‌شده که به‌منزله بنزین آن می‌باشد، فاقد کارایی است. منطق ایجاب می‌کند که به‌منظور تضمین توسعه پایدار در کشور، به‌موازات ساخت راکتور‌های اتمی، به فکر تامین چرخه سوخت آن هم باشیم. در غیر این صورت، همواره نیازمند سوخت مخصوص برای راه‌اندازی نیروگاه اتمی می‌باشیم. در این رابطه، پروفسور اعتماد، بنیان‌گذار و اولین رئیس سازمان انرژی اتمی ایران می‌گوید: «برای دستیابی به دانش هسته‌ای می‌باید به تکنولوژی چرخه سوخت اتمی دسترسی پیدا کرد... چرخه سوخت اتمی یا همان غنی‌سازی اورانیوم برای کشوری که می‌خواهد به دانش هسته‌ای دست یابد، ضروری می‌باشد. این پروسه، طولانی‌ترین و پیچیده‌ترین بخش از دانش هسته‌ای می‌باشد... به‌همین علت از همان ابتدا، ما اولویت را به چرخه سوخت دادیم».[26]

به‌معنای دیگر اگر سوخت رآکتورهای اتمی زیر کنترل دولت ثالثی باشد، قیمت‌گذاری و عرضه پیوسته آن نیز به دل‌خواه آن دولت خواهد بود و می‌تواند قیمتی سنگین را در مقابل آن تقاضا کند و یا تحویل آن را قطع نماید. در این حالت، دولت صاحب نیروگاه اتمی اقتدار کامل خود را در مدیریت و حاکمیت بر صنعت اتمی از دست خواهد داد. به‌همین‌ دلیل راکتورهای اتمی که در بوشهر در دست راه‌اندازی می‌باشند به‌مانند همه نیروگاه‌های اتمی در دنیا، نیاز به کارخانه‌های غنی‌سازی اورانیوم را دارند. درغیراین صورت، کشور همواره وابسته به اراده یک دولت خارجی، برای تامین سوخت نیروگاه خود قرار خواهد گرفت. دولت روسیه علی‌رغم قرارداد ساخت نیروگاه اتمی، هیچ تعهدی را برای تامین چرخه سوخت آن تقبل نکرده است، و تحت تاثیر فشارهای آمریکا تحویل سوخت آن را فقط در یک مدت زمان محدود پذیرا شده است.[27]

این وضعیت حتی از عدم برخورداری از انرژی اتمی نیز بدتر می‌باشد؛ زیرا در چارچوب توسعه پایدار، یکی از اهداف، جایگزینی انرژی فسیلی قدیمی و زیان‌آور با انرژی اتمی که مدرن و باصرفه‌تر می‌باشد، خواهد بود. به این ترتیب، با عدم‌دسترسی پیوسته به سوخت هسته‌ای، در هرلحظه، امکان توقف نیروگاه‌های اتمی، قابل تصور می‌باشد. بنابراین، قبل از پایان ساخت نیروگاه اتمی بوشهر، ضروری است که به فکر تامین سوخت مورد نیاز برای راه اندازی آن بود. با توجه به تحریم‌های موجود بر ضد ایران، سایر دولت‌های صنعتی هم از عرضه سوخت اتمی به ایران تحت فشار آمریکا، استنکاف می‌ورزند.

تلاش‌های بی‌نتیجه برای تامین سوخت نیروگاه‌ اتمی از خارج از کشور، ایران را مصمم کرد که چرخه سوخت اتمی را در داخل راه‌اندازی کرده و اورانیوم غنی‌شده مورد نیاز صنعت اتمی خود را در کشور تولید کند. چهار شاهد زیر دلیل بارز این تلاش می‌باشد:

v   کمیسیون تضمین عرضه                        Committee on Assurance of Supply (CAS)

شکست مذاکرات بین‌المللی در سال‌های 1980 در رابطه با اجرای بند4 معاهده NPT (تسهیل در استفاده از انرژی اتمی و توسعه استفاده‌های مسالمت‌آمیز آن). هدف از مذاکرات مذکور، به‌دست آوردن مجوزهای بین‌المللی و تهیه سندی الزام‌آور برای تولید و تامین سوخت هسته‌ای، برای کشورهای نیازمند بوده است که بی‌نتیجه ماند.

v   کنفرانس سازمان ملل در ارتقاء همکاری‌های بین‌المللی برای استفاده‌های صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای

UN conference on promotion of international cooperation for peaceful uses of nuclear Energy

کنفرانس بین‌المللی که زیر نظر سازمان ملل متحد در سال 1987 در ژنو برگزار شد. این کنفرانس محصول بیش از ده سال بررسی‌ها و مطالعات لازم در جهت شناخت و ارتقاء استفاده‌های صلح‌آمیز انرژی اتمی در جهان بوده است که بی‌ثمر باقی ماند.

v   مینی رآکتور دانشگاه تهران

امتناع آمریکا از اجرای قرارداد تامین سوخت در مورد رآکتور اتمی کوچک علمی - تحقیقاتی 5 مگاواتی دانشگاه تهران که در سال 1959 تحویل ایران داده شده بود. برطبق قرارداد موجود، ایالات متحده موظف به تامین سوخت آن نیز بوده، که علی‌رغم پیش‌پرداخت هزینه آن، از دادن سوخت به ایران از فردای انقلاب اسلامی ممانعت می‌نماید و دولت‌های دیگر را هم مجبور به پیروی از خود کرده است.[28]

v   سهام ایران در شرکت اورودیف EURODIF

با توجه به برخورداری ایران از 10 درصد سهام شرکت اورودیف، این شرکت فرانسوی هیچ‌گاه 250 تا 300 تن اورانیوم غنی‌شده 3 درصدی متعلق به ایران از حق سهمش، از پیروزی انقلاب تا قبل از فروش اجباری آن در سال 1991 را تحویل نداده است.[29]

بنابراین ایران چاره دیگری جز اتکا به ظرفیت‌های داخلی برای غنی‌سازی اورانیوم و تامین سوخت نیروگاه‌ اتمی بوشهر ندارد. با برخورداری از دانش اتمی، مواد اولیه لازم و توانمندی‌های ملی، ایران مصمم می‌گردد، که چرخه سوخت اتمی را در کنترل خود گرفته و نه تنها نگرانی‌های آتی و دائمی در تحویل سوخت ازخارج را از خود دور کند، بلکه هزینه‌ کمتری نیز برای خرید آن بپردازد. در مورد مواد اولیه، لازم به ذکر است که ایران با داشتن معادن متعدد اورانیوم در جنوب و مرکز کشور، رتبه اول را در خاورمیانه داراست، و با رصد ماهواره‌ای تنها نیمی از سرزمین ایران، وجود 36 هزار تن اورانیوم تخمین زده شده است. این مقدار اورانیوم معادل 45 میلیارد بشکه نفت می‌باشد. در زمینه تولید چرخه سوخت هسته‌ای نیز ایران مرکز تحقیقاتی و صنعتی عظیمی را در اصفهان تاسیس کرده است که دارای لابراتوارهای تخصصی در زمینه غنی‌سازی اورانیوم و تولید سوخت هسته‌ای می‌باشد.[30] با توجه به عدم‌همکاری دولت‌های غربی، ایران تنها با تکیه بر روی ظرفیت‌های داخلی برای تولید چرخه سوخت اقدام نموده است. البته دراین‌خصوص، از همکاری محدود برخی از کشورها نظیر چین نیز بهره برده است. پس از انجام آزمایش‌های لازم، ایران از سال 2001، شروع به غنی‌سازی اورانیوم در تاسیسات نطنز نمود و در مدت کوتاهی به دانش تهیه سوخت اتمی برای نیروگاه‌های هسته‌ای تسلط پیدا کرد.

ایران به دفعات به صلح‌آمیز بودن اهداف خود در غنی‌سازی اورانیوم تاکید کرده است و هیچ‌گاه در غنی‌سازی اورانیوم برای نیروگاه بوشهر از میزان 6/3 درصد فراتر نرفته است.[31] همچنین، ایران تمامی فعالیت‌های مربوط به چرخه سوخت اتمی خود را مطابق با قوانین بین‌الملل حاکم انجام داده است، و تاکید دارد که غنی‌سازی صلح‌آمیز اورانیوم به‌ هیچ‌وجه با معاهدات بین‌المللی مغایرت ندارد. معاهدات و مستندات زیر، ‌به‌طورکامل این اجازه را می‌دهد که ایران به فعالیت‌های اتمی خود در مسیر مسالمت‌آمیز ادامه دهد:

-      IAEA Statue

-      NPT

-      NPT comprehensive Safeguards Agreement (Inficirc/153)

-      Additional Protocol (Inficirc/540)

در کلیه اسناد فوق، نه تنها غنی‌سازی اورانیوم و بازفرآوری آن برای مقاصد صلح‌آمیز منع نشده است، بلکه میزان درصد غنی‌سازی نیز ذکر نشده است.[32]

دیپلماسی هسته‌ای ایران

اگر روابط بین‌الملل را مجموعه‌ای از تعاملات، ارتباطات و تماس‌های برگرفته از سیاست خارجی دولت‌ها به‌عنوان اصلی‌ترین بازیگر عرصه جهانی بدانیم، سیاست خارجی در دو مسیر جدا از هم و لکن، مکمل یکدیگر جریان پیدا می‌کند؛ مذاکره، همکاری، تفاهم و صلح که به آن دیپلماسی می‌گویند و منازعه، مناقشه، بحران و جنگ، در حوزه استراتژی جای می‌گیرد. بنابراین دیپلماسی و استراتژی به‌منزله دانش، هنر، فن و ابزار اداره مسالمت‌آمیز و غیرمسالمت‌آمیز روابط میان دولت‌ها و بازیگران جهانی می‌باشند. هرچند این دو مسیر کاملا متمایز و مخالف همدیگر می‌باشند، اما در شرایط گوناگون، گاهی جایگزین همدیگر شده و اساس رفتارهای برون‌مرزی دولت‌ها بوده که مناسبات بین‌المللی حول آن شکل می‌گیرد.[33]

درخصوص سیاست هسته‌ای، جمهوری اسلامی ایران از همان آغاز قاطعانه، تنها بر روی رویکرد دیپلماتیک تکیه کرده و هیچ گزینه استراتژیکی را در نظر نگرفته است.[34]جهت احقاق حقوق قانونی خود در این زمینه، ایران راه گفتگو و مذاکره را پیش گرفته و از دیپلماسی فعالی در این زمینه برخوردار است. با توجه به‌ آن‌که فشارهای آمریکا و متحدینش برای جلوگیری از دست‌یابی ایران به انرژی اتمی، برخلاف معاهدات بین‌المللی بوده، ایران ترجیحا راه تعامل و همکاری با نهادهای بین‌المللی را پیش گرفته و در این میان همکاری گسترده‌ای را با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در چارچوب قوانین بین‌الملل انجام داده است. هدف از این تعامل دستیابی به حق قانونی، هم‌زمان با متقاعد کردن جامعه بین‌المللی به اهداف صلح‌آمیز خود بوده است. چرا که غنی‌سازی اورانیوم کاربرد دوگانه‌ای (Dual Use) دارد و همان‌طورکه می‌تواند مورد استفاده صلح‌آمیز باشد، در مسیر کاربری نظامی و ساخت سلاح‌های اتمی نیز قرار می‌گیرد. به‌تعبیری دیگر، تسلط بر چرخه سوخت می‌تواند هم جهت راه‌اندازی رآکتورهای اتمی و تولید انرژی، و هم برای ساخت بمب اتم به‌کار رود. نگرانی‌های ناشی از این بعد نظامی، که آمریکا و اسرائیل به آن دامن می‌زنند، باعث سال‌ها گفت‌وگو و کشمکش‌های زیاد بین ایران و برخی از دولت‌های جامعه جهانی شده است. آمریکا با به‌کارگیری امکانات وسیع رسانه‌ای، تبلیغات عظیمی ضد ایران انجام داده و سعی در القاء پیگیری اهداف صرفاً نظامی توسط ایران درمسیر دسترسی به انرژی اتمی کرده است و به بهانه جلوگیری از ساخت بمب اتمی خواستار قطع کامل تمامی فعالیت‌های هسته‌ای که آینده اقتصادی و توسعه پایدار ایران به آن وابسته است، شده است.

در اینجا مجددا گزینه‌ای خام مطرح می‌شود که بر روی پیش‌فرض‌های بی‌بنیانی قرار گرفته است. مانع شدن دولتی از دستیابی به دانش صلح‌آمیز هسته‌ای با تمام فواید و مزایای آن، که در متن معاهده NPT تصریح شده است؛ صرفا به بهانه امکان انحراف در مسیر کاربری نظامی، به‌مانند آن است که علی‌رغم کاربردهای فراوان فراگیری رانندگی خودرو، به بهانه این‌که شاید راننده خودرو بتواند روزی رانندگی یک تانک نظامی را نیز انجام دهد، مانع از آموزش‌ آن شویم.[35]

چگونه ایران می‌تواند به این ابهامات پایان دهد؟

بهترین راه برای ایران، ادامه مذاکرات و همکاری با جامعه بین‌المللی می‌باشد. هدف از این مذاکرات و همکاری‌ها، شفاف‌سازی هرچه بیشتر درباره فعالیت‌های هسته‌ای ایران می‌باشد، اگرچه برخی مداخلات و کنکاش‌های ناشی از آن می‌تواند تاحدودی امنیت ملی کشور را کاهش دهد. براین‌اساس، دولت ایران همکاری لازم برای هرگونه بازرسی حتی بدون اطلاع قبلی، بر روی تاسیسات هسته‌ای کشور را با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی انجام داده است. تا سال 2008، بیش از 2400 نفر/ روز بازرسی بر روی 145 نقطه از خاک ایران که ماموران آژانس خود انتخاب کردند، صورت گرفته است. با به‌کار گذاشتن دوربین‌های کنترل از راه دور کلیه عملیات هسته‌ای ایران تصویربرداری شده و مستقیما به مقر آژانس در وین انتقال داده می‌شود. علاوه‌بر آن، اگرچه معاهده الحاقی APبه NPT یا همان "2+93"که به آژانس اجازه اعمال سیستم کنترل و نظارتی گسترده و بدون اطلاع قبلی را می‌دهد، هنوز به تصویب مجلس ایران نرسیده است. اما تهران به‌منظور نشان دادن حسن نیت خود، داوطلبانه اجازه اجرای آن در داخل خاک کشور را داده است.[36] لازم به ذکر است که لازم‌الاجرا شدن جهانی معاهده الحاقی منوط به تصویب آن توسط بیش از نیمی از مجالس دولت‌های عضو NPT می‌باشد که هنوز چنین موضوعی تحقق نیافته است. بدین‌ترتیب، بازرسان آژانس به خود اجازه دادند که حتی از مراکز غیرهسته‌ای ایران که به نظرشان مشکوک می‌آمد، بازرسی به‌عمل آورند، و تهران برای ثابت کردن حسن نیت خود حتی به قیمت کاهش امنیت ملی کشور هیچ‌گونه مخالفتی نشان نداد.

دولت ایران باز هم چه همکاری‌های مضاعفی می‌تواند در این مسیر داشته باشد؟

در سال 2003 با دخالت مستقیم 3 پایتخت بزرگ اروپایی؛ پاریس، لندن و برلین مذاکرات هسته‌ای ایران وارد دور جدیدی شد. پس از گفتگو‌ها و مذاکرات بسیار، دو توافقنامه مهم با عنوان "قرارداد سعدآباد" در اکتبر 2003 در تهران و "قراداد پاریس" در نوامبر 2004 در پاریس، منعقد گردید. بر اساس این قراردادها، اروپایی‌ها متعهد می‌شوند که در قبال توقف کامل فعالیت‌های غنی‌سازی اورانیوم توسط ایران، این دولت را از نظر سیاسی و تکنولوژی در جهت داشتن نیروگاه اتمی یاری کرده و حقوق هسته‌ای ایران را به رسمیت بشناسند.[37] ولی علی‌رغم توقف کلیه فعالیت‌های اتمی توسط ایران، با طولانی کردن تعمدی مذاکرات به نظر می‌رسید که اروپاییان نمی‌خواهند هیچ‌گاه صنعت هسته‌ای در ایران به‌نتیجه برسد. درواقع، آمریکائی‌ها براساس دکترین "بازدارندگی" (containment) و اروپایی‌ها با سیاست"  تعهدسازی" (engagement) به‌دنبال یک هدف مشترک و آن ممانعت از دستیابی ایران به صنعت هسته‌ای بودند. طبق سیاست جدید "بازدارندگی از طریق تعهدسازی ( و درگیرسازی)" (contai-gment) که درواقع، حاصل‌ جمع دو سیاست قبلی می‌باشد؛ هدف، غرق کردن ایران در مذاکرات و تعهدات بی‌پایان بوده است.[38]

بعد از اینکه ایران متوجه سیاست همسوی اروپائی‌ها با آمریکا شد، بعد از 20 ماه قطع کامل فعالیت‌های هسته‌ای،[39] در اوایل سال 2006 تحت کنترل آژانس دوباره فعالیت‌های خود را آغاز نمود. اما این توقف طولانی، تاخیر قابل توجهی در پیشبرد برنامه‌های اتمی به‌وجود آورد. قدرت‌های بزرگ به بهانه از سرگیری مجدد غنی‌سازی در ایران، از ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت دریغ نکرده و بدون هیچ مدرکی، با متهم ساختن ایران به تلاش برای ساخت بمب اتمی، تحریم‌های مضاعفی را به ایران تحمیل کردند. اما در این میان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، علی‌رغم فشارها و تهدیدهای بسیاری که از طرف آمریکا و اسراییل می‌شد،[40] هیچ‌گاه گزارش یا قطعنامه‌ای بنا بر "انحراف فعالیت‌های هسته‌ای ایران به‌سوی ساخت بمب اتمی" صادر نکرده است؛ ولی همچنان مشکل ادامه فعالیت‌های غنی‌سازی اورانیوم باقیست، اگرچه، ایران تصمیمی برای توقف دوباره آن ندارد و دلیل واضح آن نیاز به سوخت برای نیروگاه‌های اتمی می‌باشد. 

در پی تحریف ماهیت قطعنامه‌های آژانس توسط رسانه‌های غربی، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، بارها سیاست مغرضانه آمریکا علیه ایران را فاش کرد. هنگامی که در 23 اوت 2006، کمیسیون اطلاعاتی مجلس نمایندگان آمریکا، گزارشی مبنی بر خطرناک بودن ایران و تهدیدات استراتژیکی آن انتشار می‌دهد، بار دیگر آژانس، ایالات متحده را به نشر "اطلاعات نادرست، فریب‌دهنده و بی‌اساس" بر روی فعالیت‌های اتمی ایران محکوم کرد. این کمیسیون ایران را به غنی‌سازی بالا در حد مصارف نظامی متهم کرد، اما آژانس صریحا اعلام کرد که ایران از مرز متعارف در غنی‌سازی اورانیوم فراتر نرفته است، و تا 90 درصد مورد نیاز برای ساخت بمب اتم، راه بسیار طولانی در پیش دارد.[41] متعاقب موضع‌گیری پرخاشگرانه رییس‌جمهور فرانسه ضد ایران در سال 2007، محمد البرادعی رسما اعلام کرد: »وظیفه خود می‌دانم که اذهان عمومی را نسبت به‌اینکه ایران تهدیدی اتمی برای جهان نیست، روشن کنم. و راجع به سوالی که مطرح شده است: آیا باید ایران را بمباران کرد یا بمب اتم ایران را پذیرفت؟ ما به‌هیچ‌ عنوان درچنین وضعیتی قرار نداریم.«[42] باز هم آقای البرادعی برنده جایزه صلح نوبل، در جایی دیگر تکرار کرده بود: « مخالفین برنامه هسته‌ای ایران، از اغراق بپرهیزند و از تغییر ماهیت دادن به مسئله اتمی ایران دست بردارند.»[43] و حتی در پاسخ به خانم کوندولیزا رایس (Condoleezza Rice) و چند وزیرامور خارجه دیگر، که او را متهم به کارشکنی در برنامه‌های غرب برای به زانو در آوردن ایران کردند، البرادعی می‌گوید:« باید دست از تحریم و فشار به ایران برداریم، و در چارچوب قرارداد ویژه‌ای فعالیت‌های غنی‌سازی ایران را در مقیاس محدود مورد نیاز برای مصارف صنعتی قبول کنیم.» پاسخ ایشان بی‌شک بر اساس اطمینانی بوده است که به گفته‌های کارشناسان ناظر خود در بازرسی از ایران دارد.[44] سرانجام در 3 دسامبر 2007، گزارش رسمی «برآورد اطلاعات ملی » ایالات متحده (NIE)، با اتکا به ارزیابی تحلیلی 16 آژانس اطلاعاتی آمریکایی، تهدیدآمیز بودن فعالیت‌های اتمی ایران را علی‌رغم اصرار بوش، بی‌پایه و اساس می‌داند.[45] 

بدین‌ترتیب، با مرجح دانستن چارچوب‌های دیپلماتیک، ایران موفقیت "دیپلماسی منعطف" (Flexible Diplomacy) خود را که مبتنی بر صبر و حوصله فراوان در مسیر دشوار از مذاکره تا تعلیق، از همکاری فعال تا مشارکت منفعل، بدون دور شدن از هدف اصلی که در شعار ملی " انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست"خلاصه می‌شود، را به منصه ظهور رساند. درواقع، ایران همواره "دیپلماسی آکاردئونی" را که بازی ماهرانه‌ای در استفاده از فرصت‌ها و پرهیز از تهدیدها بوده در مقابل "دیپلماسی سخت" (Rigid Diplomacy) قرار داده و از داخل شدن در رویکرد استراتژیک که خواست دشمنان بوده، احتراز ورزیده است.

بی‌فایده بودن بمب اتم

متعاقب اولین انفجار‌های اتمی در 6 و 9 آگوست 1945 در ژاپن، جهان وارد دورانی از ترس و وحشت می‌شود. در سال 1947 رئیس‌جمهور وقت آمریکا، هری اس ترومن، با تکیه بر این توانمندی فوق‌العاده و انحصاری، دکترین جدید ایالات متحده را مبتنی بر کنار گذاشتن سیاست خارجی قاره‌ای و اتخاذ رویکردی جهانی در رفتار بین‌المللی این دولت به‌عنوان "ژاندارم جهانی"، اعلام می‌کند." ترومن" با اتکا به سلاح اتمی در فکر تحمیل نظم و قانون آمریکایی (Pax Americana) بر جهان بود، تا روزی‌ که اتحاد شوروی رقیب او نیز در سال 1951به توان هسته‌ای مشابهی دست می‌یابد. من‌بعد، از واژه "موازنه وحشت" براساس توازن قدرت اتمی میان دو ابرقدرت که تضمینی برای حفظ صلح می‌باشد، صحبت می‌شود. درواقع شاهد پیدایش مفهوم و تئوری جدیدی در روابط بین‌الملل می‌باشیم که می‌تواند صلح اتمی را حفظ کند: "بازدارندگی اتمی."[46] مفهوم بازدارندگی اتمی، خواه یک تئوری نظامی باشد یا یک نظریه سیاسی، به‌هرحال باعث ایجاد و حفظ نوعی تعادل و توازن میان قدرت‌های اتمی شده است.[47] بنابراین اصل، اولین حمله اتمی که به آن "ضربه اول" می‌گویند، بی‌پاسخ نبوده و تهاجم متقابلی که به آن "ضربه دوم" می‌گویند، به‌دنبال خواهد داشت. همواره "ضربه دوم" می‌بایست توانی مساوی یا بیشتر از "ضربه اول" داشته باشد، تا میل و وسوسه آغاز جنگ اتمی را که برنده‌ای ندارد، از طرفین اتمی بگیرد. بدین‌ترتیب، نوعی مسابقه تسلیحاتی بین دو ابرقدرت آغاز می‌شود. در این فضای رقابت‌آمیز، هدف افزایش توان و قدرت "ضربه‌های هسته‌ای" یا ظرفیت‌های تهاجمی و تدافعی میان طرفین می‌باشد، تا توازن اتمی همواره محفوظ بماند.

این مسابقه تسلیحاتی تا کجا ادامه دارد؟

 مسابقه تسلیحاتی و افزایش توان "ضربه‌های هسته‌ای" تا جایی ادامه دارد که دو ابرقدرت به آستانه "کفایت منطقی " (Reasonable sufficiency) برسند. یعنی دست‌یابی به‌حدی لازم از توانمندی "ضربه دوم" که برای منصرف کردن رقیب از تهاجم اتمی یا اقدام به "ضربه اول" کفایت کند، حال هرچه‌قدر توان ضربه اول بالا باشد! این بدان معنی است که"ضربه اول" دشمن هرچه‌قدر هم قوی باشد، لکن همواره "ضربه دومی" با ظرفیت کافی برای انصراف وی از این عمل وجود خواهد داشت. در این ‌حالت، زرادخانه‌های اتمی طرفین آن‌قدر قوی هستند که بتوانند در صورت تهاجم اتمی، همدیگر را به‌طور کامل حتی برای چندین بار نابود سازند. در این شرایط، از نظر تحلیل‌گران سیاسی و استراتژیک فقط آمریکا و شوروی (روسیه) از توان "بازدارندگی اتمی" برخوردار بوده و دردهه 1980 میلادی به آستانه "کفایت منطقی " دست یافتند. بنابراین، معاهدات (SALT) در سیستم دوقطبی برمبنای محدودسازی سلاح‌های استراتژیک جای خود را به توافقات استارت (START) براساس کاهش سلاح‌های اتمی در دوران پس از جنگ سرد می‌دهد.[48] 

باتوجه به مطالب فوق، پرواضح است که دستیابی ایران به چند بمب اتمی ضعیف، به‌هیچ‌وجه، به این کشور قدرت "بازدارندگی اتمی" در مقابل ایالات متحده و متحد نزدیکش اسراییل را نخواهد داد. اگر ایران چنین هدفی را دنبال می‌کرد، به‌طور مستقیم اقدام به خریداری سلاح‌های اتمی پیشرفته‌ای که برخی ژنرال‌های سودجوی روسی بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی پیشنهاد داده بودند، می‌کرد. آیا در شرایطی که بر روی توان حقیقی"بازدارندگی" سایر قدرت‌های اتمی به‌غیر از دو قدرت هژمون علامت سؤال وجود دارد، حتی تصور تهران برای برخورداری از توان "ضربه دومی" که بتواند مانع از "ضربه اول" دشمنانش شود، طنزآمیز نیست؟

برعکس ادعاهای مغرضانه، ایران قویا اعتقاد دارد که دستیابی‌اش به سلاح اتمی، منشاء ضرر و زیان و عامل بی‌ثباتی در مبحث امنیت ملی کشور خواهد بود. در شرایط کنونی جهان، برخورداری از بمب اتمی برای ایران، نه تنها ضامن امنیت نمی‌باشد، بلکه بالعکس، ضریب امنیتی کشور را کاهش می‌دهد. ایران آن‌قدر ناشی نیست، که بی‌فایده بودن بمب اتمی را درک نکند و بخواهد بهانه‌ای دست آمریکا برای گسترش چتر اتمی برروی کشور و افزایش خطرات و تهدیدات بر علیه خود را بدهد. چرا ایران باید بهانه‌ای به‌ دست هیات حاکمه و سایر دولت‌مردان آمریکا بدهد تا بتوانند آمال پلید خود را به اجرا بگذارند؟ به‌ویژه آن‌که سیاست‌های جنگ‌طلبانه آنها بعد از 11 سپتامبر با شکست مواجه شده است. از سوی دیگر بمب اتم ایران، می‌تواند بهانه خوبی برای رژیم صهیونیستی در توجیه سیاست توسعه و گسترش سلاح‌های کشتار جمعی خود باشد. همان‌طور که می‌دانیم، اسرائیل در ستیزه‌جویی آشکار با جامعه جهانی به دنبال فعالیت‌های نظامی هسته‌ای پنهانی بوده و در حال حاضر دارای چندصد کلاهک اتمی غیرقانونی می‌باشد. ایران به‌عنوان یک قدرت بزرگ منطقه‌ای که عضو زیرسیستم جغرافیایی خاورمیانه می‌باشد، دغدغه بیشتری برای ثبات و امنیت منطقه نسبت به دولت‌های مداخله‌گر خارجی دارد. ایران به‌خوبی می‌داند که انحراف فعالیت‌های هسته‌ای‌اش به سمت مقاصد نظامی، باعث تشویق سایر دولت‌های منطقه‌ای به دسترسی به بمب اتم شده و در نتیجه باعث گسترش بی‌ثباتی در خاورمیانه می‌شود. بنابراین سیاست رسمی ایران که بارها به‌طور علنی در مجامع و نهادهای بین‌المللی اعلام شده است: "خاورمیانه عاری از سلاح‌های کشتارجمعی" می‌باشد.

 علاوه‌بر موارد فوق، دین مبین اسلام که ایدئولوژی رسمی جمهوری اسلامی ایران منبعث از آن می‌باشد، مخالف هرگونه سلاح کشتار دسته‌جمعی است. بنابر شرع مقدس، هرگونه عملیات و سلاحی که باعث کشتار مردم به‌صورت انبوه شود، کاملا ممنوع می‌باشد.[49] دراین‌خصوص، رهبر انقلاب بارها تکرار کرده‌اند: «ما به دنبال بمب اتمی نمی‌باشیم. زیرا فارغ از هرگونه استدلال دیگر، دین مبین اسلام چنین اجازه‌ای را نمی‌دهد...»[50] ایشان این موضع رسمی ایران را حتی ازطریق مجاری رسمی اعلام نموده و در ژانویه 2008، در ملاقات با مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی صریحاً بر روی آن تاکید کردند.

سرانجام باید بگوییم که « در دکترین امنیت ملی ایران تسلیحات هسته‌ای هیچ جایگاهی ندارد.»[51] و «برای ایران سلاح اتمی، نشانه قدرت نیست و به این سلاح بیهوده نیازی ندارد.»[52] درحال‌حاضر، ایران بدون سلاح اتمی از امنیت بیشتری در منطقه نسبت به اسراییل اتمی برخوردار است.

-      آیا در جنگ‌های نامتقارن (Asymmetrical War) آینده، جایی برای سلاح اتمی وجود دارد؟ آیا سلاح اتمی نسبت به هر زمان دیگر بیهوده نشده است؟

-       آیا داشتن هزاران بمب اتمی، اتحاد جماهیر شوروی را در سال 1990 از خطر فروپاشی حفظ کرد؟

-       آیا هزاران کلاهک هسته‌ای آمریکا در باتلاق عراق و افغانستان کمک حالی برای او می‌باشد؟

-      آیا صد‌ها موشک اتمی اسراییل، مانع از شکست او در جنگ 33 روزه در سال 2006 در مقابل چند هزار مبارز شیعه لبنانی شد؟

نتیجه‌گیری

دولت‌های هسته‌ای جهان به سه گروه تقسیم می‌شوند:

گروه اول، 5 عضو دایمی شورای امنیت سازمان ملل که دارای ظرفیت هسته‌ای نظامی و صلح‌آمیز هستند.

گروه دوم، اسراییل، هند، پاکستان و کره شمالی که با سر باز زدن از قوانین بین‌المللی تعیین شده توسط اعضای دایم شورای امنیت، به‌طور نیمه‌پنهانی سلاح‌ اتمی ساختند. اینان به‌دنبال استفاده صلح‌آمیز از این صنعت نبوده و اهدافی کاملا نظامی را دنبال می‌کنند.[53]

گروه سوم، دولت‌های صنعتی و توسعه‌یافته که اهمیت و فواید صلح‌آمیز انرژی هسته‌ای را درک کرده و به‌دنبال توسعه این صنعت هستند.

مشکل این است که با سیاه نمایی از ایران و بر اثر تبلیغات مغرضانه رسانه‌های غربی، از این کشور تصویری ساخته‌اند که در گروه دوم قرار بگیرد، درصورتی که ایران جزو گروه سوم است. قطعا فواید صلح‌آمیز صنعت اتمی برای ایران نسبت به مصارف نظامی آن غیرقابل مقایسه می‌باشد، و این معادله برای دشمنان ایران معکوس می‌باشد: آنها به‌خوبی می‌دانند که دسترسی ایران به بمب اتم فقط آسیب‌پذیری او را بیشتر می‌کند، درصورتی‌که دانش هسته‌ای صلح‌آمیز، برای ایران بسیار سودآور است. همگان می‌دانند که صنعت هسته‌ای صلح‌آمیز و نظامی، لازم و ملزوم هم نیستند و با توجه به اهمیت مسئله انرژی و ضرورت‌ها و نیازمندی‌های آن در آینده، انرژی هسته‌ای تنها راه حل موجود می‌باشد و نسبت به آن نمی‌توان بی‌تفاوت بود. هرچند که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درحال‌حاضر، مسئول کنترل و نظارت بر عدم گسترش سلاح‌های نظامی می‌باشد، اما نقش اساسی این سازمان، کمک و همکاری با دولت‌هایی می‌باشد که در مسیر توسعه انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز قدم نهاده‌اند.

به‌همین‌ دلیل، تلاش ایران برای دستیابی به انرژی هسته‌ای همواره از طرف 117 دولت عضو جنبش عدم‌تعهد تحسین شده است. چرا که هدف، تشویق و ترغیب همه دولت‌ها برای دستیابی به یک انرژی ابدی، در خدمت بشریت می‌باشد. امروزه دیگر فواید غیرقابل انکار انرژی هسته‌ای، از جمله قدرت مولد آن، برق ارزان، و امکان تولید برق بدون ایجاد گازهای گلخانه‌ای مورد قبول همگان می‌باشد...

این چنین است که انرژی هسته‌ای به‌عنوان دانشی در خدمت بشریت، توسعه و رشد جوامع انسانی را تضمین می‌کند. به‌زودی، روزی فرا می‌رسد که بشریت دیگر قادر به استفاده از انرژی هیدروکربور نباشد. بنابراین، برخی از قدرت‌های بزرگ ازجمله ایالات متحده با پیش‌بینی چنین وضعیتی، بدون استفاده از منابع هیدروکربور خود، اقدام به استفاده از منابع نفتی و گازی دیگران کرده و حتی در جهت ذخیره‌سازی آن اقدام می‌کنند. درهمین‌راستا، ایران قصد دارد، به‌عنوان دولتی مسئول، بخشی از ذخایر فعلی خود را برای دوران آینده و نسل‌های بعدی محفوظ نگه‌‌ دارد.

 ایران که اولین مهد تمدن و دانش بشری بوده است، برای بازیافت مقام رفیع علمی خود در دنیای جدید، عزم خود را راسخ کرده است. بنابراین، شاهدیم در ایران پروژه‌های وسیع علمی و تحقیقاتی نه تنها در حوزه هسته‌ای، بلکه در حوزه دانش‌های جدید "نانوتکنولوژی" و "بیوتکنولوژی" دنبال می‌شود. در پایان در رابطه با دانش هسته‌ای گفتنی است که؛ علی‌رغم فشارها و تهدیدهای اعمال شده بر ضد ایران، زمان به عقب بازنمی‌گردد و صفحه‌ای در تاریخ ورق خورده است؛ من‌بعد، باید پذیرفت که "ایران یک قدرت هسته‌ای است."


 

پی‌نوشت‌ها:

 



*نوشتار حاضر برگردان مقاله "La diplomatie nucléaire iranienneَ " که در فصل‌نامه تخصصی و علمی – پژوهشی "confluences méditerranée" نشر "Harmattan" در بهار 2009 در فرانسه انتشار یافته است. نگارنده مقاله دکتر سیدمحمد طباطبایی، عضو هیات علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی گروه روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی می‌باشد که به‌صورتی جامع و ریشه‌ای موضوع هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران و مباحث مرتبط با آن را در حوزه‌های سیاسی و روابطی برای مخاطبان فرانسوی و درکل فرانکفون به رشته تحریر درآورده است. باتوجه به موفقیت‌های به دست آمده در تحقق آرمان‌های ملی کشور و راه‌اندازی نیروگاه اتمی بوشهر مقاله حاضر که پاسخگوی سؤالات و ابهامات طرح شده درباره فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران می‌باشد، توسط آقای حامد صدیقی کارشناس ارشد مطالعات استراتژیک دانشگاه کاتولیک پاریس به زبان فارسی ترجمه شده است.



 -[1]جرج بوش رئیس جهور سابق آمریکا در رابطه با برنامه هسته‌ای ایران "خطر جنگ جهانی‌ سوم" را مطرح کرد، و شیمون پرز رئیس دولت اسرائیل، رئیس جمهور ایران را با هیتلر و استالین مقایسه کرد.

[2]- اگرچه همواره از مواضع ضدصهیونیستی ایران صحبت می‌شود، اما فراموش نکنیم که سازمان ملل متحد طی قطعنامه ۳۳۷۹ در سال ۱۹۷۵ صهیونیسم را شکلی‌ از اشکال نژادپرستی‌ و تبعیض‌نژادی شناخته است. این درحالیست که؛ موضع رسمی ایران همان‌طوری که مقامات آن کشور به آن اشاره می‌کنند، برگزاری رفراندم در سرزمین‌های اشغالی و درخواست نظر مسیحیان، مسلمانان، و یهودیان این منطقه راجع‌به تقسیم اراضی می‌باشد.

-[3]در بند چهار معاهده منع گسترش تسلیحات هسته‌ای (NPT) آمده است: "هیچ‌یک از مواد این پیمان به‌نحوی تفسیر نخواهد گردید که به حقوق غیرقابل انکار هریک از اعضاء این پیمان به‌منظور توسعه تحقیقات، تولید و بهره‌برداری از انرژی هسته‌ای جهت اهداف صلح‌جویانه بدون هرنوع تبعیض، خللی وارد نماید."

-[4]طبق قانون مشهور موسوم به "منحنی هوبرت" (Pic de Hubert) سرآغاز کاهش تدریجی ذخایر نفتی‌در بدترین حالت در 10سال آینده و در حالت خوش‌بینانه‌تر در۳۰ سال آینده بنابر تخمین و ارزیابی منابع و ذخایر نفتی موجود در جهان خواهد بود؛ همچنین ذخایر گاز نیز با دودهه اختلاف بعد از نفت سیر نزولی خود را آغاز خواهد کرد. اما به همان میزان که ذخایر کاهش می‌یابند، مقدار مصرف و نیاز به انرژی افزایش می‌یابد. www.planete-energies.com

-[5] مراجعه شود به "چالش‌های اقتصادی: مدیریت مصرف در انرژی" www.planete-energies.com

[6]- امروزه هنوز ۲ میلیارد انسان در کره زمین دسترسی به انرژی ندارند. مراجعه شود به: "جوابی‌ به نیاز‌های فزاینده بشریت"، www.unept.org

[7]- حائز اهمیت است که %40 از آلودگی فضا ناشی از گازهای گلخانه‌ای است که ۸۰% آن به‌دلیل تولید برق از طریق سوخت‌های فسیلی می‌باشد. انرژی اتمی از نظر حفاظت محیط زیست بسیار مناسب‌تر است، زیرا فاقد گازهای گلخانه‌ای و آلودگی فضا می‌باشد. مراجعه شود به: www.areva.com 

 -[8]انرژی‌های تجدیدپذیر به خانواده انرژی‌های آبی، خورشیدی، بادی و انرژی‌ حاصل از حرارت‌ زمین و مواد بیولوژیک اطلاق می‌شود. به اینها انرژی‌ پاک گفته می‌شود زیرا که هیچ‌گونه ضرر و خطری برای انسان و محیط زیست ندارد. اما این دسته از انرژی‌ها جوابگوی نیازهای فزاینده بشری نیستند و تولید و استفاده از آن از هزینه بسیار بالایی برخوردار می‌باشد. مراجعه شود به www.planete-energies.com 

[9]-Claude Gatignol, "Energie nucleَaire: sortie ou relance? ", Colloque organise le 6 novembre 2001.

-[10]ایران کشوری است با 1649000 کیلومتر مربع مساحت (3برابر فرانسه) و جمعیت متراکم 75 میلیونی، دارای تابستان‌های گرم و زمستان‌های سرد می‌باشد به‌طوری که تفاوت دما در یک نقطه گاهی به ۵۰ درجه نیز می‌رسد. با در نظر گرفتن تنوع آب و هوا در مناطق مختلف در ایران در یک فصل، می‌توان در کوهستان‌های شمال ایران اسکی کرد و درسواحل جنوب به دریا رفت. همه این موارد مصرف انرژی را افرایش می‌دهد. مضاف بر این‌که، اسراف انرژی نیز در ایران بسیار بالا و مصرف کشور معادل 4 تا 6 برابر متوسط مصرف جهانی می‌باشد.

-[11]گزارش رسمی وزارت نفت ایران در سال 2006 که در سایت ملی مرکز آمار ایران موجود استwww.vrmia.ac.ir.

-[12]در این رابطه Rojer. J.Stern پیش‌بینی‌ کرده است که با رویه فعلی مصرف داخلی، احتمال می‌رود که ایران تا سال۲۰20 صادرات نفتی خود را متوقف سازد. طبق گفته این محقق برجسته دانشگاه جان هاپکینز بالتیمور: "خطر جدی است، جهان از ذخایر نفتی ایران یکی از معدود صادرکننده‌های هیدروکربور بی‌بهره خواهد ماند این درحالی است که میزان تقاضا برای نفت در جهان 8/1 درصد در سال افزایش می‌یابد." Le Monde, 13 decembre 2007

-[13]هادی زمانی‌، "انرژی اتمی: نیاز به انرژی یا انتخاب استراتژیک؟"، مصاحبه رادیو RFI، مراجعه شود به www.rfi.fr

[14]-طبق ارقام سال ۲۰۰۴، هزینه تولید برق از طریق نفت معادل4/5 سنت(دلار)، برای هر کیلو وات/ ساعت و از طریق گاز معادل 9/5 سنت (دلار) می‌باشد. درحالی‌ که تولید همین مقدار برق اتمی هزینه آن به 7/1 سنت (دلار) در کیلو وات/ ساعت کاهش می‌یابد. این ارقام مربوط به قبل از سیر صعودی نرخ نفت بوده و طبیعتا تفاوت مهم‌تری با نرخ فعلی وجود دارد. www.nioc.ir

-[15]پس از تایید و تصویب رسمی؛ اجرای سند چشم‌انداز 20 ساله برای سه قوه قضاییه، مجریه و مقننه؛ از سال 1384 آغاز شده و در سال 1404، بعد از رسیدن به اهداف پیش‌بینی شده پایان خواهد یافت. برای اطلاعات بیشتر به سایت www.irane1404.com مراجعه کنید.

[16]- US Department of State," Atom for Peace Agreement with Iran", Department of state Bulletin, vol 36, 15 April 1957, p.629.

-[17]متعاقب اعلام برنامه "اتم برای صلح" توسط آیزنهاور، یک عدد راکتور تحقیقاتی 5 مگاواتی تحویل رژیم صهیونیستی نیز می‌گردد.

[18]- غلامرضا افخمی، برنامه انرژی اتمی ایران: اهداف، ساختار، سیاست‌ها، بنیاد مطالعات ایرانی، MD، 1997.

[19]- Nader Barzin, "Ľ IRAN NUCLَAIRE", Paris, Harmattan, 2007, p.107.

-[20]این قرارداد باعث تشکیل دو شرکت فرانسویSOFIDIF و CORDIFمی‌شود. ۴۰% از سهام اولی‌ و ۲۰% از سهام دومین شرکت متعلق به ایران و مابقی‌ متعلق به دولت فرانسه می‌باشد. شرکت SOFIDIF، ۲۵% از سهام EURODIF را خریداری کرده و به‌طور غیرمستقیم 10% آن متعلق به ایران می‌شد. (Op.cit. p.108 Nader Barzin,)

[21]- غلامرضا افخمی، همان: 216 تا 218.

-[22]شرکت KWU، ۲۱۰۰ کارمند خود را از ایران خارج کرده و به ۳۶ کشتی حاوی وسایل و دستگاه‌های نیروگاه‌های بوشهر دستور برگشت به آلمان داده شد. این وسایل که متعلق به ایران می‌باشد هنوز در انبار‌های آلمان نگه‌داری می‌شوند.

-[23] محمد قنبری، "پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران"، پایان‌نامه کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی، 1386، صفحه ۷۵.

[24]-در آن زمان، هزینه راه‌اندازی فاز اول نیروگاه بوشهر ۸۰۰ میلیون دلار تعیین شده بود، اما طولانی‌ شدن مدت تحویل به‌دلیل فشار‌های ایالت متحده آمریکا و تاخیر‌های مکرر روسیه این هزینه‌ها به ۱ میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار رسانده است. روزنامه اطلاعات، 16بهمن 1386.

-[25]سرانجام شاهد راه‌اندازی فاز اول نیروگاه اتمی بوشهر در تابستان 2011 می‌باشیم. [به دنبال راه‌اندازی آزمایشی نیروگاه بوشهر و موفقیت پروژه مذکور با شرکت روس‌ها، دولت ترکیه نیز مذاکرات ساخت نیروگاه اتمی سینوپ (Sinop) در ساحل دریای سیاه را با روسیه آغاز کرده است. مراجعه شود به Gül Günver Turan, Aujourd’hui la Turquie, Juin 2011, p.6 .]

 -[26]گفت‌وگو با دکتر اکبر اعتماد، رییس اسبق و بنیان‌گذار سازمان انرژی هسته‌ای ایران، Op.cit. p.189 Nader, Barzin,)

 -[27]پس از انتشار گزارش محرمانه سازمان ملی سنجش آمریکا (NIE) دسامبر ۲۰۰۷، براساس تجزیه و تحلیل ۱۶ نهاد امنیتی ایالات متحده آمریکا، که تهدیدات اتمی ایران را منتفی می‌داند، دولت روسیه، تحویل سوخت هسته‌ای برای راه‌اندازی نیروگاه بوشهر را آغاز نمود. بر این اساس از اواسط دسامبر 2007 تنها چند هفته پس از انتشار گزارش محرمانه مذکور، ۸۲ تن اورانیوم 235 با غنای ۳،۶۲ % که مورد مصرف نیروگاه‌ بوشهر برای یکسال فعالیت آن می‌باشد، تحویل ایران گردید. تحویل محموله مذکور تحت کنترل و ضمانت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی‌ صورت پذیرفته و مقرر گردید پس از استفاده در راکتور اتمی به منظور بازیافت، زباله آن بازتحویل روسیه گردد www.yahoo.fr.actualite's,17 et 18 decembre 2007 ..

-[28]در سال ۱۹۸۱ دولت ایران موافقت‌نامه‌ای با دولت آرژانتین درخصوص تامین سوخت مورد نیاز مینی-رآکتور دانشگاه تهران امضا می‌نماید، اما پس از مدتی تحت فشار ایالات متحده آمریکا دولت آرژانتین به‌طور یکجانبه این قرارداد را فسخ می‌کند.

-[29]با توجه به بهانه‌تراشی‌های مختلف شرکت EURODIF برای تحویل حق‌السهم ایران از اورانیوم غنی‌شده، سرانجام ایران ناچار به صرف‌نظر از سهام خود در EURODIF و مجبور به دریافت اصل مبلغ سرمایه‌گذاری خود می‌گردد.

-[30]دولت ایران در سال ۱۹۹۸ به‌طور رسمی‌ وجود این مراکز اتمی را به آژانس بین المللی انرژی اتمی‌ اطلاع‌رسانی کرده است. مراجعه شود به IAEA, "Implementation of the NPT Safeguards Agreement in the Islamic Republic of Iran",Vienna,10 november 2003.

-[31]به‌طور معمول برای ساخت بمب اتم نیازمند غنی‌سازی اورانویم ۲۳۵ بین ۸۰ تا ۹۰ درصد می‌باشیم. برای مینی‌راکتور علمی- تحقیقاتی دانشگاه تهران به غنی‌سازی 20% نیاز است، و لکن برای تولید برق از طریق راکتورهای اتمی نیازی به عبور از سطح 5% نمی‌باشد.

[32]- مصاحبه اختصاصی با دکتر علی‌اصغر سلطانیه، سفیر و نماینده ایران در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، 2006.

33- Philippe Braillard et Mohammad-Reza Djalili, "Les relations internationales", Paris, PUF, 1998, pp.5-9.

-[34]بر این اساس همواره مقامات ایران بر روی این نکته تاکید داشته‌اندکه فعالیت‌های صلح‌آمیز کشور تنها ازطریق گفتگو، مذاکره و تفاهم قابل حل می‌باشد. اگرچه که طولانی‌سازی عمدی مذاکرات دارای تبعات منفی برای ایران می‌باشد اما باز هم ایران همواره بر روی مسیر دیپلماتیک و شفاف‌سازی فعالیت‌های خود تاکید داشته است.

-[35]مثال‌هایی از این دست یعنی گزینه‌های خام که بنیان آن بر روی حدسیات غیرقابل قبول قرارگرفته بسیار زیاد است. بسیاری از تحقیقات علمی در جهان دارای مصارف دوگانه می‌باشد. بنابراین هیچ‌گاه جنبه‌های منفی و محدود نباید مانع از رسیدن به دستآوردهای مثبت و عظیم علمی گردد. به‌عنوان مثال یک قاتل می‌تواند با یک چاقو مرتکب جنایت شود اما در عین‌حال هیچ آشپزخانه‌ای بدون چاقو چرخ آن نمی‌گردد. براین اساس شاهد عکس‌العمل‌ مبهم و مغرضانه آمریکا درخصوص افتتاح اولین مرکز فضایی ایران و این پیشرفت عظیم می‌باشیم. در 4 فوریه 2008 کاخ سفید براساس ماهیت امپریالیستی و انحصارطلبانه ایالات متحده "اظهار تاسف" خود را از افتتاح مرکز فضایی ایران را اعلان کرده و مدعیست که این نوآوری علمی باعث "انزوای هرچه بیشتر ایران در جامعه جهانی"می‌شودLe Monde, mercredi 6 fevrier 2008, p.4 .

-[36]از سال ۱۹۹2 شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به‌دنبال راه‌کار‌های مختلف‌ به‌منظور توسعه سیستم نظارتی معاهده NPT بوده است. درنتیجه در دسامبر ۱۹۹۳ طرحی عملیاتی به‌منظور ایجاد یک رژیم نظارتی تکمیلی پیشنهاد می‌گردد که می‌بایست حداکثر در مدت زمانی دو سال نهایی شود. به همین ‌علت پروتکل الحاقی به معاهده NPT نام ۹۳+۲ را نیز به خود ‌گرفت. سرانجام این پروتکل با تاکید بر روی دو اصل زیر نهایی می‌گردد:

- تبادل اجباری اطلاعات اعضا با آژانس درخصوص کلیه فعالیت‌های هسته‌ای خود.

- بازرسی‌های توسعه یافته و غیرمترقبه‌ آژانس بر روی تمامی‌ مراکز هسته‌ای وحتی مراکز مشکوک به فعالیت‌ هسته‌ای.

[37]- سید عبدالمجید اشکوری، "ایران اتمی"، تهران، انتشارات هما، 1387، صص ۱۱۶-۱۱۸.

-[38]به‌منظور وقت‌کشی در پرونده هسته‌ای ایران، طرف‌های اروپایی از تهران می‌‌خواهند برای اثبات حسن‌نیت خود فعالیت‌های هسته‌ای خود را برای مدت ۹ یا ۱۰ سال به‌طور کامل متوقف سازد! رجوع شود به: کنفرانس بین‌المللی"انرژی هسته‌ای، نماد اراده ملی‌"، تهران، اوت ۲۰۰۵.

-[39]هرکسی که در امور صنعتی کمترین اطلاعاتی داشته باشد به‌خوبی درک می‌کند که متوقف کردن فعالیت‌های یک کارخانه پرتلاش چه زیان بزرگی را وارد می‌کند. 20 ماه از کار افتادن فعالیت‌های اتمی در ایران باعث بی‌کاری هزاران مهندس، کارگر و کارمند شد. علاوه‌بر آن با مهر و موم کردن کارخانه نطنز و نبود سرویس‌های نگهداری، به دستگاه‌های مختلف صدمات قابل توجهی وارد شده و هنگام راه‌اندازی مجدد آنها، مشکلات زیادی وجود داشت.

-[40]دراین‌خصوص، روزنامه لوموند می‌نویسد: اسراییل حملات دیپلماتیک گسترده‌ای را برای حساس کردن جامعه بین‌المللی در مورد خطر دستیابی ایران به بمب اتم آغاز کرده است. Le Monde, 23 october 2007, p.4.

-[41]پیام رئیس ‌دفتر روابط خارجی و سیاسی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، آقای Vilmos Cserveny به کنگره ایالات متحده آمریکا، سپتامبر ۲۰۰۶.

[42]-مصاحبه با رئیس آژانس بین‌الملی انرژی اتمی‌Le Monde, 23 october 2007, p.4.

-[43]پخش مصاحبه در شبکه تلویزیونی سی‌.ان.ان (CNN)،  28 october 2007،www.yahoo.fr.actualités

[44]- Francois Nicoloud, "Iran:Sortir de lَ impasse" in Le Monde, 20 Juin 2007, p. 21.

-[45]چندهفته بعد از این‌که جورج بوش ندای "هولوکاست اتمی" و جنگ جهانی سوم را درصورت دستیابی ایران به بمب اتمی سر داد، افشای گزارش سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا، در 3 دسامبر 2007، مانند بمبی صدا کرد. Stephen Hadley سخنگوی کاخ سفید اعلام کرد: که سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا با ضریب اطمینان بالایی معتقدند که همه چیز از 4 سال پیش متوقف شده است. طبق گزارشات 16 آژانس اصلی جاسوسی آمریکا، ایران همه فعالیت‌های اتمی نظامی خود را از سال 2003 خاتمه داده است و این برخلاف اظهاراتی است که دولت آمریکا از چند سال پیش راجع به پرونده اتمی ایران بیان می‌کند. Le Monde ,4 Decembre 2007، "آمریکا تهدیدات اتمی ایران را تعدیل می‌سازد." و Le Monde ,5 Decembre 2007،"ایران برنامه نظامی‌اش را متوقف کرده است." و همچنین مقاله "برنامه هسته‌ای ایران گزارشی که مثل بمب صدا کرد." 4 Decembre 2007 ، www.yahoo.fr.actualités

-[46] طبق معادله مشهور MAD (Mutual Assured Destruction)، جنگ اتمی برنده ندارد و همه طرف‌های درگیر در آن بازنده و محکوم به فنا هستند.

-[47] Pascale Boniface, "Le Necessaire Debat sur Le Nucleaire" in www.iris-france.org, 17 janvier 2008.

-[48] اعتقاد بر آن است که علی‌رغم پایان سیستم بین‌الملل دوقطبی ولکن سیستم دوقطبی نظامی، کماکان بین ایالات متحده و روسیه پابرجا است. اگر معاهدات سالت فقط بین دو ابرقدرت شرق و غرب جریان داشت، در فردای جنگ سرد، مذاکرات استارت نیز منحصر به این دو می‌باشد. زیرا تنها واشنگتن و مسکو دارای توان واقعی "بازدارندگی اتمی" می‌باشند. با توجه به هزینه‌های بالای ساخت، نگهداری و ذخیره‌سازی سلاح‌های اتمی، به دنبال رسیدن به آستانه " کفایت منطقی" و بیهودگی استمرار مسابقه تسلیحاتی، دو قدرت بزرگ اتمی تا سال 2017، حدود 12هزار کلاهک اتمی فعال خود را تا سقف 1550 کلاهک فعال، کاهش خواهند دادSIPRI, Year Book, Armaments, Disarmament and International Security, 2006 .

[49]- بنابر حقوق اسلامی درباره منازعات، که در سیره نبوی قابل مشاهده بوده است؛ در اسلام هرگونه رفتار نظامی براساس احترام به فرد و حتی دشمن پایه‌ریزی شده است. براین اساس، تسامح و اعتدال، حتی در زمان جنگ توصیه شده است. رسول اکرم، همواره کاربرد هر وسیله‌ای که منجر به کشتار و مسمومیت جمعی بشود را مردود دانسته‌اند. همچنین هرگونه عملیات ناگهانی و شبانه نیز ممنوع شده است. حضرت علی (ع) همواره حملات نظامی را تا طلوع صبح به تاخیر می‌انداخت و بر روی خوشرفتاری با اسرا و عدم‌تعقیب دشمن در حال فرار تاکید داشت. در اسلام، ویرانی جنگل‌ها و حتی قطع یک درخت زنده برای فعالیت جنگی ممنوع است. مراجعه شود به محمدحسین شاعری، جامعه‌شناسی جنگ از دیدگاه اسلام، انتشارات شاهد، 1385.

 -[50]سید علی‌ خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی ایران، سخنرانی به مناسبت نوروز، ۲۰ مارس ۲۰۰۶.

 -[51]محمود احمدی‌نژاد، رییس جمهور ایران، سخنرانی‌ درمجمع عمومی سازمان ملل، ۱۷ سپتامبر ۲۰۰۶.

[52]- علی‌ لاریجانی، دبیر سابق شورای عالی‌ امنیت ملی‌ ایران، ۵ اکتبر ۲۰۰۷.

[53]- رژیم صهیونیستی فاقد هرگونه برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز به‌منظور تولید برق بوده و برنامه هسته‌ای نظامی خود را به‌منظور دستیابی به بمب اتمی پایه‌ریزی کرده است. اگر پاکستان توانست سلاح هسته‌ای بسازد، این امر ازطریق احداث نیروگاه اتمی‌ نبوده (هنوز هم فاقد آن می‌باشد) بلکه از همان ابتدا به دنبال غنی‌سازی اورانیم برای ساخت سلاح بوده است. کره شمالی نیز درچنین وضعیتی قرار دارد. درخصوص 5 قدرت عضو دایم شورای امنیت، آنها نیز در ابتدا زرادخانه‌های اتمی خود را ساخته و سپس به‌دنبال مصارف صلح‌آمیز انرژی اتمی برآمدند. (Op.cit. P.90 Nader Barzin,) . 

*نوشتار حاضر برگردان مقاله "La diplomatie nucléaire iranienneَ " که در فصل‌نامه تخصصی و علمی – پژوهشی "confluences méditerranée" نشر "Harmattan" در بهار 2009 در فرانسه انتشار یافته است. نگارنده مقاله دکتر سیدمحمد طباطبایی، عضو هیات علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی گروه روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی می‌باشد که به‌صورتی جامع و ریشه‌ای موضوع هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران و مباحث مرتبط با آن را در حوزه‌های سیاسی و روابطی برای مخاطبان فرانسوی و درکل فرانکفون به رشته تحریر درآورده است. باتوجه به موفقیت‌های به دست آمده در تحقق آرمان‌های ملی کشور و راه‌اندازی نیروگاه اتمی بوشهر مقاله حاضر که پاسخگوی سؤالات و ابهامات طرح شده درباره فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران می‌باشد، توسط آقای حامد صدیقی کارشناس ارشد مطالعات استراتژیک دانشگاه کاتولیک پاریس به زبان فارسی ترجمه شده است.

[ پنجشنبه 18 خرداد1391 ] [ 11:21 ] [ مهدیه سادات قرشی ]
یادداشتی به بهانه برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب تهران                          

پرورش وتربیت خواندن از روزهای اول زندگی وکودکی ودر محیط خانه وخانواده شروع می گردد وتا آخرین مراحل وعالی ترین تحصیلات دانشگاهی ادامه پیدا می کند.پدران ومادران باید عادت کتابخوانی را در فرزندان خود به وجود بیاورند وهمچنین مربیان تربیتی که نقش مهمی در تربیت دارند به خردسالان وکودکان آموزشی که لازم وکافی می باشد بدهد تا آنها رابه کتاب خواندن راغب کند واگراین آموزش توسط رسانه های همگانی باشد تاثیر بیشتری دربرخواهدداشت.برای تداوم عادت خواندن می بایست مجموعه های دیگر هم به یاری نظام اموزشی بیایند .دراین راستا خصوصا رسانه های گروهی  وامکانات وابزارهای ارتباطی فراگیر نقش هماهنگ کننده را دررشدکتابخوانی درجامعه برعهده گیرند.ای بسا درباره اهمیت کتاب وکتابخوانی اسلام نیز توصیه های کرده است که بی شک درامر تشویق وگسترش کتابخوانی موثر است.دنیای بزرگ کتاب وکتابخوانی به گروه خاصی تعلق ندارد وهرفرد باید با کتاب زندگی کند ومطالعه به عنوان یک نیاز  واحساس دایمی لازم وروزانه در میان عموم رایج باشد تاافرادجامعه به خواندن ومطالعه ترغیب شوند.برای ایجادجذب افراد به این مورد راههای فراوانی موجود است ازجمله آنها برگزاری همه ساله نمایشگاه کتاب بین المللی است.می بایست بابرداشتن گامی موثر مردم را به سمت کتابخوانی سوق داد.مهمترین پیام چنین حرکتی در سطح جامعه می توتند بالابردن شکوفایی بیشتر استعدادها برای درک وفهم عمیق حقایق همگانی باتحولات علمی وفنی وغنی سازی آن وسازماندهی تلاشهای فرهنگی وایجاد نظام اطلاع رسانی منسجم وتوانمنددانست .نمایشگاه کتاب به بازدهی وافزایش چنین روندهای ذکر شده یاری خواهدرساند.در صورتی که اهمیت کتابخوانی برای همگان تفسیر شود درآن صورت هیچ فردی درآینده با کتاب بیگانه نخواهدبود.

[ جمعه 15 اردیبهشت1391 ] [ 19:50 ] [ مهدیه سادات قرشی ]

دیگه به اواخرسال رسیدیم.تنگ ماهی قرمز وسبزه زینت بخش خانه هایمان می شود. به نیت سلامتی وبرکت وبه رسم ایرانی هفت سین می چینیم وسال رابا نعمت های خدا نو می کنیم. یک سال گذشت.سالی که باتمام خوبی ها وبدی هایش قصددارد ماراترک کند وسال دیگری را به جای خودش بنشاند. داشتم فکرمی کردم که همه سال هامثل هم هستند وفقط این طرزتلقی ماانسان هاست که باعث می شود سالی رانیکو یا ناخوش بدانیم. تغییرات واتفاقاتی که برما می گذرد رقم زننده صفات اکتسابی خوبی وبدی همه سال هاست وگرنه سال با سال هیچ فرقی نمی کند. نزدیک عید که می شودآنقدرمغازه ها وسبدهای خرید مردم پرازاجناس رنگارنگ هست که گاهی اوقات نمی شود پیاده درپیاده روها دم برداشت . انقدرهمه درتب وتاب آمدن عید هستند که گاهی آمدن بهاررانمی فهمند وهنوزدرگرماگرم خرید و...هستند که شاخه های تازه به جوانه نشسته درخت هارا که در کنارخیابان آن هاراتماشا می کنند نمی بینند. تمام هیجان هاتالحظه سال تحویل ادامه دارد. وقتی سال تحویل شد همه تکاپوهافروکش می کند وهمه باخیال راحت ازدورسفره هفت سین بلندمی شوند وبه قضیه به جاآوردن آداب ورسوم می رسند، یعنی دید وبازدید. غافل ازاینکه سال ها می گذرندوماهنوزاندر خم یک کوچه ایم! کوچه عاشقی . کوچه ای که قراراست درپشت آن به شهری برسیم که پنجره هایش روبه تجلی بازمی شود ودستانمان راه دستان بشارت دهنده بهاری جاویدان، برای ابنای بشر می سپارد. دستان موعود حقیقی...

[ یکشنبه 28 اسفند1390 ] [ 1:20 ] [ مهدیه سادات قرشی ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

برای بهتر زندگی کردن باید بهتر دید.این وبلاگ دریچه ای است به روی کشف پدیده های اطرافمان
امکانات وب

آمار سایت

قالب وبلاگ